<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.8.4" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>آوای سکوت</title>
	<link>http://avayesokout.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 15 Mar 2010 03:42:16 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>سفرنامه  !</title>
		<description><![CDATA[به خاطر یک مشت باقالی !
آنچه گذشت : ۴ سال پیش وقتی هنوز سال اولی بودم یه آقایی دیدم با موهای بلند پیرهن زرد هزار ماشالا خوش اندام و خوش
هیکل . دقیقا یادم نیست اون لحظه در موردش چی فک کردم . اما وقتی چند ساعت بعد ایشونو دوباره دیدم در حالی که داشتند
نماز می [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/12/24/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>چشم بسته رو به  آیینه ام !</title>
		<description><![CDATA[جلوی آیینه می ایستم . یکی دیگر از پس کله ام گردنش را دراز می کند . با چشمانی قرمز و متورم زبانی سیاه و
دندانهایی تیز که خون می چکد از نیششان!
جا می خورم می ترسم . زود بر می گردم و پشت سرم را می بینم . اما جز من آنجا نیست . جز [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/12/18/%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>بود!</title>
		<description><![CDATA[گوشه خیابان ، سیگار به لب  ، زل زده به مورچه ای که داخل آب در تقلا برای رهایی ،! بود .
]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/12/16/%d8%a8%d9%88%d8%af/</link>
			</item>
	<item>
		<title>love is this !(به این میگن عشق )</title>
		<description><![CDATA[
کوئیز : تو به چی می گی ؟!
]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/11/30/love-is-this-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%b9%d8%b4%d9%82/</link>
			</item>
	<item>
		<title>من و خدای ما !</title>
		<description><![CDATA[شفافیه : بعضی وقتا بعضی چیزا می گم که نمی دونم چرا می گم ! و اینم جز هموناست . و هیچ دلیلی برا خودم
نتونستم بیارم که اینجا نذارمش !(قابل توجه نسیم و رامین ! که هی گیر دادین به من و شخصیتام !)
لحظات ناب نا هشیاری طبیعی !
گفت : خدای من پشت سقف نیست [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/11/28/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7/</link>
			</item>
	<item>
		<title>ولنتاین مبارک !</title>
		<description><![CDATA[
&#8221; خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:
عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:
دوست داشتن از عشق هم برتر است.&#8221;
دو ساعته نشستم پا سیستم ! دستم زیر چونه . به خدا هیچی نمیاد به ذهنم . این آرشم کشت منو . خدا به داد زنش برسه .
فرض کنید بهش [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/11/23/%d9%88%d9%84%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9/</link>
			</item>
	<item>
		<title>اوهام!</title>
		<description><![CDATA[
نمی دانم چند روز یا چند ماه  از گمشدن زنم ، مرضیه می گذشت .  در این مدت هر شب صدای ناله و ضجه ای از ته
باغ یه گوش می رسید . اوایل فکر می کردم صدای زوزه های شهوت آمیز سگ های ولگردیست که با جفتشان ادای
آدم ها را در می آورند . اما [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/11/16/%d8%a7%d9%88%d9%87%d8%a7%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>ای زمان لعنتی !</title>
		<description><![CDATA[مادر بشقاب شام را که برنج است جلویم می گذارد و می گوید &#8221; بخور شبیه آدم بشی &#8221; .(این مادر ما هم دلش را با چه
خوش کرده !)
دانه های قد کشیده برنج گرمند.
با بخار و نرم . با ناز و اکراه چند قاشق بر می دارم . به شیشه نوشابه ۲٫۲۵ لیتری کوکاکولا خیره [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/10/24/%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b9%d9%86%d8%aa%db%8c/</link>
			</item>
	<item>
		<title>تولدت مبارک !</title>
		<description><![CDATA[یه زمونی بود که همیشه خدا برام دردسر بودی . کلا دوس نداشتم دورو برم بپلکی . مراقبت ازت خیلی سخت بود . همیشه گریه می کردی ، فضولی می کردی ! یادته ؟!
روزها ، هفته ها ، سال ها گذشت .
الان قدت شده  ۱۷۹ سانت وزنت شده ۵۵ کیلو. برا خوردت مردی شدی . [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/10/21/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d8%aa-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9/</link>
			</item>
	<item>
		<title>حسب الولادة</title>
		<description><![CDATA[آرزو نوشت : خدایا خداوندا  کاری کن علی توپول جون یکی دوروز بعد از پست من بیاد مطلب بذاره !
آمیـــــــــــــــــــن.
مهردادی تولدت مبارک !


عکسی که می بینین عکس تولد کوچولویی بود که برا مهرداد گرفتیم . جاتون خالی کم نخندیدیم !
اما معرفی اجزاء تشکیل دهنده عکس :
۱٫شیرین ترین موجودی که می شناسم . یعنی دماغ شیرین [...]]]></description>
		<link>http://avayesokout.com/1388/10/16/%d8%ad%d8%b3%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%a9/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
