By آوای سکوت On دی ۲۴م, ۱۳۸۸
مادر بشقاب شام را که برنج است جلویم می گذارد و می گوید ” بخور شبیه آدم بشی ” .(این مادر ما هم دلش را با چه
خوش کرده !)
دانه های قد کشیده برنج گرمند.
با بخار و نرم . با ناز و اکراه چند قاشق بر می دارم . به شیشه نوشابه ۲٫۲۵ لیتری کوکاکولا خیره می شوم . به لوگو
اش . به طعمش و جیلیز ویلیزش .
آرواره ام متحرک است و نگاهم در ساعت . در عقربه هایش. می گردند و می چرخند و من گره
کرده درآنها .

Read the rest of this entry »
Posted in شرح حال | ۴۱ Comments »
By آوای سکوت On دی ۲۱م, ۱۳۸۸
یه زمونی بود که همیشه خدا برام دردسر بودی . کلا دوس نداشتم دورو برم بپلکی . مراقبت ازت خیلی سخت بود . همیشه گریه می کردی ، فضولی می کردی ! یادته ؟!
روزها ، هفته ها ، سال ها گذشت .
الان قدت شده ۱۷۹ سانت وزنت شده ۵۵ کیلو. برا خوردت مردی شدی . و کلی برو بیا داری . عاقل هستی و بالغ و
بهترین داداش دنیا ! دیگه الان نگه داری ازت سخت نیست . فضول نیستی ! گریه نمی کنی و کلا دوست دارم همیشه
باهام باشی .
اینایی که گفتم برا داداش بهنامم یا به قول خودم بن داش بود .
فردا ۲۲ دی تولدته . نمی دونم یادته ۶۸٫۱۰٫۲۲ چند روز مامان خونه نبود . پرسیدم کجاست خواهر بزرگمون گفت
رفته برات به به بیاره ! منم نشستم به امید به به !
آوردنت خونه . زشت بودی .(البته الانم خیلی شبیه بچگیات هستی !) بالا سرت بودم حتی وقتی اون بلایی که سرت
داشتن میاوردن .
کلی اذیتت کردم بچه گیا . کلی تنبیه بدنیت کردم . هیچ یادم نمیره ! معذرت می خوام داداشم . اما خب اینجور مسائل
خیلی پیش میاد بین دو داداش . عوضش الان دیگه دنیا وارونه شده . دیگه زورم بهت نمی رسه و تو باید ازم معذرت
بخوای که انقد تنبیه بدنیم می کنی !
فکر خودت باش فکر رویاهات . حتی اون فکری که میگی یه هو غیبت میزنه و چند سال بعد با ۵ تا بچه میای خونه .
نمی دونم . نمی تونم نصیحتت کنم اما راه داداشتو نرو . می بینی که الان محتاط شدم یه گوشه ای افتادم هیشکی دوسم
نداره فردا پس فردا یا اعدامم می کنن یا … !
بهنام جان دوست دارم . تولدت مبارک و همیشه شاد باش !

Posted in شرح حال | ۲۰ Comments »
By آوای سکوت On دی ۱۶م, ۱۳۸۸
آرزو نوشت : خدایا خداوندا کاری کن علی توپول جون یکی دوروز بعد از پست من بیاد مطلب بذاره !
آمیـــــــــــــــــــن.
مهردادی تولدت مبارک !

Read the rest of this entry »
Posted in شرح حال, طنز | ۲۴ Comments »