سلام آقای رییس جمهور خوب هستید ؟

By آوای سکوت On آذر ۱۷م, ۱۳۸۷


سلام آقای رییس جمهور خوب هستید ؟

...

 

ما خوب هستیم ولی پدر و مادرمان خوب نیستند ، منیژ ( دختر همسایه مان

 است او کلاس پنجم است ما نمی توانستیم به تنهایی این نامه را برای

خدمت شما بنویسیم پس آمدیم پیش منیژ – اسم منیژ، منیژه است ما منیژ

 می گوییم نمی دانیم چرا از آن ه آخرش خوشمان نمی آید زیادی دخترانه

است -) هم تازگی ها می گوید حالم خوب نیست .

ما هم وقتی دیدیم شادمان بودن حال ما به تنهایی ما را خوشحال نمی

 نماید تصمیم گرفتیم که با شما بگوییم ببینیم چکار می کنیم تا حال آنها هم

 مثل حال ما خوب باشد .

آخر ما وقتی تلویزون اخبار می دیدیم می شنیدیم که شما برای همه نامه

 می نویسید حتی آنهایی که خیلی از ما دور هستند و کلا ً از همه چیز دور

 هستند و وقتی از پدرمان یا آشنایان می شنویدیم که کسانی مثل کسانی

 که اقتصاد می دانند برای شما نامه می نویسند دانستیم که شما خیلی از

 نامه خوشتان می آید و برای همین علت نامه را به کمک دوست عزیزمان

منیژ برای شما رییس جمهور قشنگمان می نویسیم . (البته ما می گوییم

منیژ می نویسد )

آقای رییس جمهور ما زیاد نمی دانیم از کجا شروع بکنیم که خوب باشد

ولی می خواهیم از خود شما شروع کنیم شما خیلی آدم مهربان و دلشاد

 کننده ای هستید چون وقتی هرگاه برای پدرمان پیامکی می آید او که

اولش را می خواند و ما اسم شما را می شنویم و بعد هم می بینیمشان

 که دستش روی شکمش روی زمین خوشحالی می کند و ما همانجا از

شما خیلی ممنون می شویم که حتی آمدن اسم شما هم موجب دلشادی

 اینجوری خانواده ما می شود .

آقای رییس جمهور ما خیلی دلمان برای پدرمان تنگ شده است طفلک مثل

 سگ کار می کند( این را وقتی مادرمان به مادرشان می گفت ما شنیدیم )

 تا بلکه کرایه خانه خانه مان را بپردازد ما واقعا ًاز این بابت خیلی ناراحتیم .

آقای دکتر – دکتر گفتیم چیزی یادمان آمد که خوب است آنرا نیز ما بگوییم و

منیژ بنویسد : روزی مادرمان را خانم بهداشتمان گفت بیاید مدرسه او هم

آمد و ما و مادرمان رفتیم پیش خانم بهداشت .

او به مادرمان می گفت : خانوم این چه وضع بچه بزرگ کردنه طفلک شده

 عینهو نی قلیون ، رنگش زرده ، طفلک ناخناش همش ریش ریش و

 دندوناش هنوز کاملا ًدر نیومدن …( آنروز اتفاقا ً mp3 player منیژ پیش ما بود

 و ما صدای خانم بهداشت را ضبط نمودیم ) این چه وضعشه وقتشه یکمی

 به این طفلک بچه ویتامین و پروتئین برسونین طفلک همینجور وایساده میره .

ما که ندانستیم کجا می رویم ولی فهمیدیم که خیلی طفلک هستیم در آن

 لحظه اشک از گوشه چشمان مادرمان پایین می آمد پا شدیم رفتیم

پیشش گفتیم : طوری شده است؟

گفته : نه یاد کسی افتادم .

ما آنجا مثل توی فیلم ها فهمیدیم که ما بچه واقعی پدر و مادرمان نیستیم و

باید بچه ویتامین و پروتئین باشیم که حتما خارجی هستند که ما از دوری

آنها اینقدر طفلک شده ایم .

به رویمان نیاوردیم که ما فهمیدیم تا مادرمان بیشتر از این گریه کنان نباشد

 - ببخشید که خاطره مان طولانی شد ….

باز ببخشید آقای دکتر برایمان کاری فوری جلو آمد مجبور شدیم برویم چون

 مادرمان می گوید آدم کاری فوری داشته باشد حتی اگر با آدم بزرگی هم

 حرف بزند اول باید آن کارش را انجام دهد .

آقای رییس جمهور ما نمی دانیم واقعا ً این انرژیه هسته ای حق مسلم

ماست چیست ؟ حتی منیژ هم نمی داند او می گوید که بعضی وقت ها ما

 را از مدرسه بیرون می برند که این شعر را با صدای بلند بخوانیم .

می پرسیم : برای چه می خوانید ؟

بر و بر ما را نگاه می کند و شانه هایش را بالا می اندازد و ما اینجا فهمیدیم

 که او هم واقعا ً نمی داند انرژی هسته ای حق مسلم ماست چیست ؟ 

اما ما از خیلی ها – هم از آقا ها و هم از خانم ها (چون از هر دو طرف

 اتوبوس سوار شده ایم ) – شنیده ایم که آن هرچه باشد از غذا و پول و

آرامش که بالاتر نیست و ما هم آنرا قبول داریم چون از خیلی ها شنیده ایم

هم آقا هم خانم .

نمی دانیم شما هم از هردو طرف اتوبوس می توانید سوار بشوید که اینها را

 بشنوید یا نه ؟

 

ولی بهرحال ما برایتان گفتیم .

در آخر می گوییم که آقای رییس جمهور لطفا اول به ما غذا و پول و آرامش

 بدهید و بعد اگر خواستید انرژی هسته ای حق مسلم ماست هم بدهید .

ما عکسمان را هم برای شما می فرستیم .

منیژ چون عکس نداشت عکسش را کشید و فرستاد اما این را بگویم که

عکسش خیلی خوشگل تر از خودش شده است (این قسمت ها را به زور

 نوشتاندیم ) .

به امید دیدار دوباره ای با نامه ای دیگر .(کوچولو بزرگ نیا )

ما

 

منیژ

من بابا شدم

By آوای سکوت On آذر ۱۷م, ۱۳۸۷


من بابا شدم

بیشتر از این توضیح نمی دم .

فقط اینو بگم که تقریبا همه امور دست بچم خواهد بود اسمشم هست :

کوچولو بزرگ نیا

کوچولو بزرگ نیا