love is this !(به این میگن عشق )

By آوای سکوت On بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸

عشق اینه !

کوئیز : تو به چی می گی ؟!



۵۸ نظر to “love is this !(به این میگن عشق )”

  1. من بازم به این میگم !

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۸ ۲۲:۰۰:

    من نظرمو عوض می کنم !
    من دوست داشتون بیشتر از عشق دوس دارم !
    پس فک کنم این حرکت بابا بزرگ برتر از عشقه! یعنی دوست داشتن !

    [پاسخ]

  2. inam yejoor eshge,
    avale mikhastam begam be tedade ensanhaye rooye zamin (hala ba heyvanat kari nadaram) ebraze eshg vojood dare, amma pashimoon shodam, nemidunam chera,amma ye lahze be fekram resid har fard har rooz, har lahze va dar har mogeiiyate mokhtalef nahve ebraze shge mokhtelefi dare, mohem ine ke asheg eshgesho bayan mikone, mashoogam eshgo bepazire, va eshve kone, ke che del eshin ast in eshvehaaaa…

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۴۲:

    امیر جان ! خوشالم که بیشتر ادامه ندادی ! کار بیخ پیدا می کرد اونوقت !

    اما در کل جالب نوشتی !

    [پاسخ]

  3. اگه عاشقی در کار نباشه عشق هم وجود نداره…عشق یعنی اینکه تا همیشه عاشق باشی …ترک نکنی…فراموش نکنی…تغییر نکنی…پررنگ تر بشی اما کمرنگ تر نشی: تویی که ادعا می کنی عاشقی!

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۸۸ ۲۲:۱۹:

    وارد بحث نمی شم ! اما فک نمی کنی داری اشتباه می کنی ؟ عشق علت و عاشق معلول ! علت معلول بوجود میاره یا معلول علت ؟!

    تعریفت زیاد قبول ندارم !
    کی مدعیه ؟!

    [پاسخ]

    آی پارا پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴:

    lمنظورم عاشق بودنه…اگه واقعا عاشق باشی میتونی تجلی عشق رو ببینی

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۱۸:

    عاشق ؟!
    عشق متعالی که می تونه عاشقی رو بوجود بیاره ! جز اون عشق ناب هیچی عاشق نمی سازه۱!

    [پاسخ]

    آی پارا پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۸:

    اگه عاشق نباشی و نفهمی عشق یعنی چی از کجا می تونی بفهمی اینی که داری میبینی عشق توش جریان داره یا نه باید وجودت از عشق پر باشه تا حسش کنی…کلا من با عشق رابطه خوبی ندارم هضمش واسم مشکله با.چون هیچ وقت خالص خالصشو نمی تونی پیدا کنی.عین شیر که همیشه آب قاطی ش می کنن…

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۲۲:۵۷:

    خب به نکته جالبی اشاره کرده ! این عکس برنده عکس عشقولانه یونسکو شده منم ازونجا گفتم !

    [پاسخ]

  4. یه چیزایی نوشتم که باز پرید!
    عشق کلا یه چیز فنا ناپذیره.مثلا در مورد آدما تو هر رابطه خاص و عالی یا تو هر وابستگی یا علاقه به چیزی نمیشه به سادگی گفت عشق یعنی این! عشق رو تو اون چیزی می دونم که تا آخر وجود داشته باشه حس شه و حتی بعده آخر هم اثرش به جا مونده باشه…در کی در عین سادگی توصیفش سخته…
    یه مثال در مورد آدم عاشق: اونی که عاشق معشوقشه, دنیا واسه معشوقش بهشته از هر لحاظ!و وظیفه عاشق متعالی کردن معشوقه و چه معشوق یه انسان باشه چه یه ماورا و چه یک کارو هرچی که بشه بهش عشق ورزید و کاری که نتیجه ش بی معنا باشه هیچ عشقی درش نبوده…

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۱۹:

    دو جمله اولتو خیی پسندیدم !
    ببین عشق می پره عین کامنتت !
    و اینکه فنا پذیره عین من !

    [پاسخ]

  5. راستی از منظر علم شیمی عشق یه چیزیه که در جوار اکسیژن شعله ور میشه: همونطوری که به قول شاعر کفتنی: عشق آمد و آتش به همه عالم زد!:-)

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۰:

    خب پس از اون لحاظ ! آتیش !آتیش با اکسیزن آتیشه دیگه !

    [پاسخ]

  6. راستی نمره ی کوئیز مارو هم اعلام کن مردیم از بس آزمون دادیم .میترسم رتبه ۱ کنکور امسال شم یادم نبود که زبان انگلیسیم خوبه!به توصیه مهندس نگه داشتم واسه آخر .ساعت هم یادم رفته بود ببرم وقت کم آوردم و نصف سوالای زبان موند در عین سادگی سوالات !جیگرم واسه خودم کباب شد

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۱:

    بابا مهندسا رو بیخیال دو زار سوات ندارن ! نمونه اش این ا.ن که ببین سرایمون به چه گندی کشیده ؟!
    نمرتم ۴٫۵ از ۵ .
    ایشالا نفر سییم میشی !

    [پاسخ]

  7. میگم عشق … خیلی کم حرف شدم نه ؟(تو رو خدا مسخرم نکن)

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۳:

    آره تو شرکت هی بگو فرجایی فرجایی بعد اینجا بگو کم حرف شدم !
    خوب میکنی ! ولی دوست داشتنه اون !

    [پاسخ]

  8. ای واییییییییییی نه دوزلی ! فیکر اله بو گوجا فینجیلدیا فیجلدیا دیر عه عه عه بو حیوانی ایتلیر گدیر ! آخییییییییییییییییییییی :D ایندی او خانیمی تجسم اله =))

    ولی بی سوز الان دیگه همچین عشقی نیست همشون شدن کوچه بازاری … آی بابا منی دانیشدیر مین اورم دولی بااااااااااا بی سوز دیرم دیر :(

    ولی عکس زیادی دوزلی بود :D

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۶:

    چرا دلت پره ؟ یاد … افتادی ؟!
    عیبی نداره شکست عشقیم یه نوع تجربه است !
    خواهش می کنم عین این نهرینه حرف نزن ! متنفرم ازش !

    [پاسخ]

    رویا پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱۷:۵۹:

    دلم !!!!!! نمی دونم چرا پره !!! ولی اینو می دونم که …
    اولا عاشق نشدم که بخوام یاد عشقم بیافتم و دلم بگیره .
    دوما من عین نهرینیه حرف نمی زنم فقط بعضی حرفاش چون به نظرم دوزلیه می گم .
    سوما چرا از نهرینیه بدت میاد ! چون اون می خواد یه ذره خدای نکرده گوشه لبت رو تکون بده ! خدایی نکرده بخندی ! به خاطر همینه ازش متنفری ؟؟؟

    من اینجا میام با چه ذوقی میام یه حرفی می زنم بعد تو هم …… هیچی مهم نیست :(

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۷:۵۹:

    رویالودگی با خندوندن فرق داره !
    نهرین بیشتر لودگی می کنه تا خندوند !

    [پاسخ]

  9. من به این میگم زن ذلیلی :D
    عشق رو به چشم نمیشه دید! عشق رو باید حس کرد! باید بوئید!
    ما آخرش توی این وب سایت قراره فیلسوف بشیم. آخه عشق هم مثل زمان یه موضوع درهم و پیچیده ای هستش!
    صابر باعث میشی آدم از مخش کار بکشه! نکنه با دکتر کاویانی دستت توی یه کاسه هستش!آخه دکتر به من گفت “زیاد فکر کن تا مخت رو آک تحویل خدا ندی!”

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۲۸:

    خانم مهندس حالا اومدیم بو زیاد باشه اونقت چیکار باید کرد ؟!
    فک نمی کنم تا حالا انقد عشق گفتم که تو این چند دقیقه !

    خب خوبه !

    [پاسخ]

  10. من به صحنه ای , حرکتی , گفتگویی و هیچ چیز از این دست عشق نمیگم ..
    من به حسی که درون قلبم رو چنگ بزنه حسی بی نام رو بیدار کنه
    و به زلالی چشمانی که درون چشمان معشوقش رو بتونه ببینه و زبان از گفتن کلماتش قاصر باشه و بار سنگین حرفها رو چشم بر عهده بگیره
    و من به صدایی از درون قلبت که اونقدر زیبا باشه که با نجواش لبخند بزنی ,
    من به ترس , ترسی که از کلماتت داشته باشی تا درست بیانشون کنی , ترسی که باعث بشه دهها بار کلماتت رو اصلاح کنی ..
    من به این میگم عشق …
    و اضافه کنم که به نظرم با نهایت تاسف عشق وجود نداره ! حداقل با این توصیفی که من کردم !

    راستی آقای فرجایی به اون متن پایینی اشکال شخصیتی وارد نکردم , یعنی نقد شخصیتی نکردم !
    ولی از جمله آدمایی هستم که دوست دارم در مورد من این کار انجام بشه !

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۴۳:

    به جز اون دو سطر آخر به بقیه جواب نمی دم که زیبایی ش کم نشه !

    جناب سر کار خانم نسیم استاد بنده !
    هزاران بار نه بل صدها بار گفتم که نقد شما خیلی برام با ارزشه ! لطفا اسکویی نباشین !

    [پاسخ]

  11. برم اسپند دود کنم برا این دو تا … چشم حسود بترکه

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱۹:۴۴:

    منم برم برا تو اسپند دود کنم بعد عمری سر زدی !

    [پاسخ]

  12. به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

    به جویبار که در من جاری بود

    به ابر ها که فکر های طویلم بودن

    به رشد دردناک سپیدار های باغ که با من

    از فصل های خشک گذر می کردند

    به دسته های کلاغان

    که عطر مزرعه های شبانه را

    برای من به هدیه می اوردند

    به مادر که در آیینه زندگی می کرد

    و شکل پیری من بود

    وبه زمین که شهوت تکرار من،درون ملتهبش را

    از تخمه های شبز می انباشت ـسلامی دوباره خواهم کرد

    می ایم می آیم، می آیم

    با گیسویم:ادامه ی بو های زیر خاک

    با چشمهایم:تجربه های غلیظ تاریکی

    با بوته ها که چیده ام از بیشه های ان سوی دیوار

    می آیم ، می آیم، می آیم

    وآستانه پر از عشق می شود

    ومن در آستانه به آنها که دوست میدارند

    و دختری که هنوز انجا،

    در آستانه پر عشق ایستاده،

    سلامی دوباره خواهم کرد…

    [پاسخ]

  13. سلام
    این که عقش نیست… نوبتیه! چند دقیقه دیگه اون آقاهه با بیل میزنه سر خانومه که بیا پایین نوبت منه!

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۰:

    خیلی با مزه بود کامنتت !
    بن داشم تایید کرد گفت آره اینجوریم میشه !

    [پاسخ]

  14. ضد حالم نه؟؟؟

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۲۱:۱۸:

    بنده قربون ضد حال بودن شما برم آبجی گل بنده!البته با عرض معذرت از صاحب خونه !

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۱:

    نـــــــــــــــــــــه ! تو ستاره کوچولویی ! البته بامزه م هستی !

    [پاسخ]

  15. یه چند سال پیش تو یکی از آشناهای دورمون یه دختری به خاطرعشقش خودکشی کرد, اولش فک کردم که دختره ساده بوده گول خورده و این حرفا….ولی اون پسره یه هفته هم نتونست تحمل کنه بعدش همون شکلی خودش رو کشت! عشق یعنی این ,عاشقم یعنی همین دوتا…

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۴:

    چه زیبا و رویایی !
    خدا هر جفتشونو بیامرزه !

    [پاسخ]

  16. عشق ؟میخوای تعریفش کنیم که به چی میگیم
    من میگم خیلی چیزا یعنی خود زندگی یعنی یه نخ فیلتر پلاس پیش یه دوست خوب .
    یعنی اینکه هر چقدر هم از از خودت خسته باشی نخوای اون ازت ناراحت باشه .

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۵:

    خب همون رامین جان دوست خوب گیرت اومد خبرم کن !
    کلا بی خیلی طی کن ! بهتره !

    [پاسخ]

    قمار باز پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۲۱:۲۷:

    سکوتم را بر هم نزن ای کشتی
    گوش کن این غمگین ترین لحظه های دریارا

    [پاسخ]

  17. والله خساست مسری هست ! شما که کلبه کوچیکه ما رو قابل نمی دونین ! تا اینجا من نیام و شکایت نکنم اون ورا رو چپ چپکی نگاه میکنین ..

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۶:

    ای بابا ما که همیشه در خدمت شما و اون ویلای با صفاتون هستیم !

    [پاسخ]

  18. سلام
    هر کی این عکسو ببینه اولین چیزی رو که متوجه میشه وجود عشقه.عشق پاک ,کهنه و یه عشق کاملا بالغ و صادق و البته همیشه همراه.
    خداییش لذت بردم

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۶:

    نوش جونت حمید جان !
    بازم اینورا بیا !

    [پاسخ]

  19. کدام قله؟ کدام اوج؟
    مگر تمامی این راههای پیچاپیچ
    در آن دهان سرد مکنده
    به نقطه تلاقی و پایان نمی رسند؟!
    به من چه دادید ای واژه های ساده فریب
    و ای ریاضت اندامها
    و ای خواهش ها…

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۸:

    و راستی ! به من چه داده اید ای واژه های ساده فریب !

    [پاسخ]

  20. عــــــالی بود

    راستی اون بلاگ قدیمیه خصوصی داری رفیق

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۸:

    مچکککر !
    رفتم با !

    [پاسخ]

  21. che zibaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۰۸:

    خب حالا تو مسنجر اون جملتو عوض می کنی ؟!

    [پاسخ]

    elyar پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۱۴:

    na hamun jomle mimune
    az un nevisande morede alaghe shoma hast dg
    ke asheghe andishe ye un budid
    pas chi shod
    عشق سو تفاهمی است که با یک متاسفم فراموش می شود
    احمد شاملو

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۱۹:

    شاملو شاعر بود
    شاعر بیشتر با احساسش حرف می زنه تا با عقل البته نظر شخصی من اینه ! و این جمله لزوما نمی تونه بیانگر اندیشه ایشون باشه .
    و اینم خب نظر خودته بذار بمونه . محترمه برا خودش .

    [پاسخ]

  22. pas to va arash ham ba aghl harf nemizanid pas ba ehsas harf mizanid

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۲۸:

    پسر من کجا ادعایی داشتم چه برسه مدعی شاعر بودن باشم ؟!

    می خوای عشق عقلی رو بدنی دیروز به آرش یه کتابی دادم ازش بیگیر بخون . فقط سالم برگردونیا !

    [پاسخ]

  23. maskhare
    man ke mese to va arash nistam bad az khundane ketab uno bekhoram

    [پاسخ]

    آوای سکوت پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۸ ۱۸:۴۲:

    خب الیار جان علم فیزیک وشیمی می دونی چی میگه ؟
    میگه اگه به یه چیزی ماده ای وارد بشه اون ماده تحت عملیاتی شیمیایی تبدیل به ماده اون چیزه میشه یعنی جزیی ازون میشه !
    راستی الیار چند کیلویی ؟ :)

    [پاسخ]

    قمار باز پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰م, ۱۳۸۸ ۲۲:۵۵:

    جان من تو یکی وارد این فیزیک و شیمی نشو از همون کامپیوتر و کامپوننت ها مثال بزن

    [پاسخ]

  24. سر زدن به این وبسایت واقعا یه حس کاملا نوستالژیک واسه آدم ایجاد می کنه ….

    کاملا میشه حس کرد که همه کسایی که نظر میدن دانشجو هستن !

    اصلا اگر کمی دقت کرد میشه حال و هوای ایده آلیسم و رادیکالیزم ویژه دانشجویی رو حس کرد و نفس کشید …

    نه که بد باشه ؛ نه ؛ اتفاقا یادش به خیر ….

    ولی متاسفانه این ایده آل ها جایی در زندگی واقعی نداره ؛ این آنفولانزای نوع آ هم که تو پست قبلی راجع بهش صحبت می کردین همینه : رئالیسم بی رحم زندگی !!!

    مثلا از دیدگاه این رئالیسم این عکس به غیر از عشقی که همه تون دربدر دنبالشین (!!!) یه چیزای دیگه ای رو هم نشون می ده ؛ مثلا من میگم این یعنی یه کمر شکسته و یه بدن فرسوده در حلقه تکرار محرومیت !

    میگم این یعنی اجبار به تکرار ؛ عادت و پناه بردن به تکرار …

    برا شما قابل لمس نیست ، نه ؟!!!

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۱:۴۷:

    جوابتون خوب بود دقیقا واسه همین من تو این پست نظر ندادم….

    [پاسخ]

نوشتن نظر