حسب الولادة

By آوای سکوت On دی ۱۶م, ۱۳۸۸

آرزو نوشت : خدایا خداوندا  کاری کن علی توپول جون یکی دوروز بعد از پست من بیاد مطلب بذاره !

آمیـــــــــــــــــــن.

مهردادی تولدت مبارک !

DSC00080

عکسی که می بینین عکس تولد کوچولویی بود که برا مهرداد گرفتیم . جاتون خالی کم نخندیدیم !

اما معرفی اجزاء تشکیل دهنده عکس :

۱٫شیرین ترین موجودی که می شناسم . یعنی دماغ شیرین لپ شیرین عقل شیرین کلا شیرینه مثله عسل . کی ؟ آرش !

خودش می گه که همه میگن شبیه آنتونیو باندراسه ! منم خب دیگه کلا پسر خوبیم میگم آره !

۲٫امیر بلور ! از ریختش بچه ی  یه خونواده فرهنگی بودن می ریزه اما نه پدر مرحومش فرهنگی بود نه مادر

عزیزش فرهنگیه . خودش هنرمند و با نمک مخصوصا وقتی نماز می خونه ! الانم که می بینین قدش از آرش

کوتاهتره خطای دیده ! چون سقف اون کافی شاپه  پایین بود مجبور شد رو زانوهاش بشینه . بین ما فقط آرش راحت

وایساده ! D:

3.مینیا (همون مینا ) زوجة المهرداد (ایشالا شیرینیشونو میخوریم) جز خشن ترین دخترایی که میشناسم یعنی اگه یه

بار ازون نگاههای مخصوصش کنه آدم یه جوری یه جور میشه ! اما خدا حفظش کنه دختر خوبیه !

اما ۴٫ امامزاده مهرداد بن نادر محجل گلشنی . می بینین که آرش از یه ور مینیا از اونور امیر هم به طریقی آویزون

شدن ازش .

عکس بعدی

DSC00077

۵٫جیگر من ، سالار گوشی ها . گوشی من J

6.نمی دونم امیر مورچه ای مگسی چی پیدا کرده بود که همش باهاش ور می رفت فک کنم داشت آنالیزش می کرد .

این امیر خان ما عکاس قابلیه .

۷٫آرش جان ما تا یه خراش کوچولویی رو دستش می افته زود از مهرداد چنتا چسب زخم می گیره . الانم فک کنم

دستش گوشه کیک خورده اوف شده چسب زده J

8. اون کلاهم من زحمتشو کشیدم برا مهرداد انصافا خیلی میومد بهش . (بیرون رفتیم حتما بذار سرت دور هم بیکار

نباشیم :!)

DSC00087

۰٫اینم کادو منه . واقعا کادوی جالبی بود . مهردادم کلی خوشش اومد .

خب اما شرح ما وقع :

رفتیم کافی شاپ نزدیک دانشگاه . با یه نقشه از قبل طراحی شده من و آرش زدیم بیرون .کلی سینه خیز رفتیم و از درو

دیوار، که آقا مهرداد مارو با کیک نبینه و همه چی بهم نخوره . خلاصه رفتیم تو و دستمون کیک . مهردادو میگی

اشک از چشاش در اومد خوشحال شد خیلی . یعنی دور از حد تصور . کلی ذوق کردو واقعا خستگی کار از کولمون

پر شد !

ولی اصلا اینطوری نبود . مهرداد عین یه عزیزی که بی ربطم به امسال نیست  نگاهمون کرد . گفت : من از این

جلف بازیا خوشم نمیاد ( الهی فن سی پی یوت از کار بیفته J ) من و آرش هم کم نیاوردیم همچنان شعرو ترانه و

حرکات موزون و ناموزون انجام میدادیم و می خوندیم . به قول آرش امیر بیشتر از مهرداد ذوق کرد .

غذای سوخته مونو خوردیم . نوبت کادو من شد . کلی خندیدیم . انصافا خندیدیم . نمی تونم زیاد توضیح بدم . اما اگه

کسی خواست فیلم باز کردن کادورو ببینه بهم بگه میدم J.

روز خوبی رو برخلاف این اواخر داشتم . رسیدیم تبریز . هوا عالی بود . هوایی که می خواست برف بیاره . حیفم

اومد برم خونه . با آرش و امیر رفتیم پیاده روی و قدم زنی . اما این آرش ! باز همه چیو بهم میزنه . مسیرمونو طرف

مسجد محبوب آرش عوض کردیم . رسیدیم مسجد دیدیم درش بسته است . طفلک آرش رنگش شده بود عین ابرای

آسمون سفید . ناامید نشدیم و یه جا دیگه رفتیم . اونجا هم کسی نتونست درد آرشو درمون کنه . آرش گفت: صابر بیاین

بریم کوچه پس کوچه ها !

با تعجب نگاش کردم و گفتم : آرش چی میگی ؟!!! تو مگه فرهنگ نداری ؟ ای بی فرهنگ . مثل قدیما نیس که بخوای

کوچه پس کوچه ها …

خلاصه خلاصه که تونست خودشو به شرکتشون برسونه و از یه فاجعه زیست محیطی و انسانی جلوگیری کنه . البته

فاجعه در مورد خودشو نمی دونم . چون از اون لحظه ندیدمش . آرش یه ندا بده !

مهرداد نوشت : مهردادی بازم تولدتو تبریک میگم . ایشالا سالهای سال با بچه و زن هات J روزگار خوبی رو پشت

سر بذاری !

مینیا نوشت : خانم ، خوش گذشت اون روز انصافا . خدا برا هم حفظتون کنه و شمارو برا ما !

امیرنوشت : امیر جان عاشقم ! امیدوارم تو هم دلت روزی آروم بشه . البته مطمئنم میشه

آرش نوشت : چی بگم آخه ؟ یکی دو سطر که نیستی در حد کلیدر درازی تو !

صابر نوشت : …

رویا نوشت : فقط آرش ومن همچین رویایی داریم . البته امیرم فهمید . امیدوارم قبل مرگم به رویام برسم . و البته

برسیم !

آخر نوشت : تقدیم به همه کسایی که تنها نیستن .

تا بوده ام ، بوده ای

تا هستم ، باش .



۲۴ نظر to “حسب الولادة”

  1. ۱)جانییییم؟ مهرداد تولدت مبارک . این نیز گذشت ! سلام
    ۲)یه بار به مامانم عکس این یارو باندراس رو نشون دادم گفتم می گن شبیه منه این،هست؟ مامانم هم گفت یه کم آره ولی اون چشاش یه جوریه تو خوشگولی ماشالا! آقا ما هم امیدوار شده بودیم و انتظاراتی داشتیم(!)و … انگار نظر والده ی محترم همان قضیه ی ماست بوده و ترش نبودنش از نظر ایشون !
    ۳)سقف کوتاه نبود ، پس چرا من هیچ مشکلی نداشتم؟!!!
    ۴)ولی وقتی می خواستیم بریم کیک رو بیاریم ، مهرداد یه لبخند موذیانه ای زد که من فکر کردم لو رفته نقشه مون رو فهمیده ولی بعد دیدم چه انتظاراتی دارم من ها!
    ۵)دودان ها !هئش ذوق زاد ائله مه دی با بی ذوق !
    ۶)جانیییییییییم؟ منظور من از کوچه پس کوچه ها این بود که بعد از اینکه از مسجد اومدم بیرون بریم کوچه پس کوچه ها رو گز کنیم که یه جور خاصی شد که خنده دار شد کلا !
    ۷)لطف داری ، تو هم در جستجوی زمان از دست رفته هستی(اونم آخه کلی جلد داره و چقد با مسما شد در جستجوی زمان از دست رفته ای که گاه توشون شادی بود ، گاهی هم غم ، گاهی تلخ بودن و گاهی شیرین)
    ۸)تا بوده ام بوده ای
    تا هستم باش

    [پاسخ]

  2. یری هاااااااااا . صابرررررررررررررر مگه دستیمه توشمیسن دا . اوزون بدون دا :D
    چرا سریسن خلخین قیزین …

    [پاسخ]

  3. اوزون گولسون صابر (:
    جای تمامی عزیزان خالی… دیروز در این مراسمک تولدی که گرفتیم کلی با کارای بروبچ حال کردیم و خندیدیم.
    و اما در مورد ذوق نکردن مهرداد… جونم براتون بگه که مهردادی وقتی ذوق میکنه شوک میشه! واسه همین نمیتونه در اون لحظه رفلکس شایان ذکری نشون بده جز توی ذوق زدن D: البته ناگفته نمونه که روزهای بعدش جبران می کنه!!!!

    آقا قبول نیس، قسمت مسجد رو ما نبودیم! ):

    در نهایت مهردادم تولدت بارها و بارها مبارک باشه *:

    و اینکه خدایا، خدای مهربان، این دوستای عزیزم رو از من نگیر و این دوستیها رو ابدی کن.
    آرش، امیر و صابر، مرسی که ما رو تنها نمیذارید و به داشتن دوستای خوبی مثل شما افتخار میکنیم.

    راستی صابر در مورد این رویا نوشتت بیشتر در جریانم بذار، فضولیم گل کرد p:

    [پاسخ]

  4. ۰٫اول از همه بگم که ممنونم ازتون و ثانیا اون روز ماجرای سورپرایز کردنتون اعصاب منو داعون کرد
    ۱٫منم این شکلات رو دوس دارم، اما خدائیش با آندراس یکم تفاوت داره اونم از لحاظ قیافه؛که قیافه هاشون متفاوته :D
    2.امیرو رو هم که من دوست دارم ناجور مخصوصا وقتی بهش مبگم بیلور؛ارش راستی از زیر پات اون آجر ها رو برداشتی بعد عکس
    ۳٫صابر به مسائل خانوادگی دخالت نکن؛ اخلاق به این خوبی داره ، من ******شم (سانسور شد)
    ۴٫من کجام امامزاده است؛ من میخوای بدیم رو بدونی از گزینه ۳ بپرس
    ۵٫جواب ندم سنگین ترم
    ۶٫عزیزم فکر کنم امیر داره با فر های آرش ور میره ها
    ۷٫این بچه من حساسه….. اما دا شورشو در آورده
    ۸٫من تو رو میکشم
    ۹٫کادوت محشر بود
    چرا منو نبردین پیاده روی نامرد ها:))
    ————————————-
    یه معذرت خواهی من به مینا بدهکارم.چون میدونم اینجا رو میخونه همینجا ازش معذرت میخوام البته اگه کامنتشو خونده باشین تیکه رو انداخته
    اما اینجا به صورت علنی من ازش معذرت میخوام(تصویر یه مهرداد ناراحت چند شاخه گل به دست)

    [پاسخ]

  5. سلام.
    خداحافظ // چون دوست ندارم از کسایی که دوسشون دارم خداحافظی کنم اول میگم.
    صابر جات خالی// شب ساعت ۱ . ۲ بود که برف می بارید. به یاد تو بودم. کاش باهم یه شب برفی بریم زیر ابرااا و بهتر از این… رویات بیداری بشه.
    صابر تو عکس دومی داشتم بیچاره اون مگسی که به دست آرش اصابت کرده بودو مداوا میکردم.//سفارش آرش بود
    آرش یادم بنداز یه پیرهن یقه اسکی واسه تولدت بخرم// البته پولشو قبلا ازت میگیرم. نگران نباش
    راستی آرش اون همه لواشک خوردی بد میخوای چیزی نگییم…. خدا بداد بچه های شرکت برسه. چی شده بود اون روز
    راستی مهرداد حالا چند ساله شدی. داری یواش یواش پیر میشیییااااااا وقت زن دادنته // قابل توجه مینا خوانوم D:
    صابر کاش اون قسمت دعا قبل غذا رو هم میاوردی.// واسه من که خیلی چربید
    آخه کجای من به عاشقاااا میخوره هاااااااااااا
    مهمتر از همه… اون دلی که عاشق نباشه مردست…

    [پاسخ]

  6. تبریک میگم مهرداد.

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹:

    ممنون توپول….تولد تو هم مبارک :d :P

    [پاسخ]

    paranoid_android پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۴:۲۲:

    !
    تولد من ۱ مهر بود!
    به هر حال ممنون.

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲۱:۳۶:

    نگرفتی علی جون…

    [پاسخ]

    یک پارانوئیدی پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲۲:۳۴:

    چرا اتفاقا!
    دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره دی:

    [پاسخ]

  7. باسلام
    آقا مهرداد با یک روز تاخیر سالروز ولادت باسعادتت رو تبریک میگم و امیدوارم در کنار همسر محترمت زندگی خوب و توام با خوشی و مهربانی و موفقیت را تجربه کنید
    تولد تولد تولدت مبارک برگرد شمعا رو فوت کن تا صد سال زنده باشی صد سال که نه هر چه بیشتر بهتر
    ضمنا آقا صابر این جمله های اختلاف برانگیز رو نزن اشاره به خط ۴۷:
    “مهرداد نوشت : مهردادی بازم تولدتو تبریک میگم . ایشالا سالهای سال با بچه و”" زن هات”"؟؟؟؟؟”
    این کلمه ی زن هات امکان داره اختلاف شدیدی ایجاد کنه که …
    بازم تبریک میگم ایشاللا عروسیت

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷:

    چی شده…
    من کی ازدواج کردم که خبر ندارم… سردار نه کنه تو میتونی تو زمان حرکت کنی؟؟!!! شیطان نگو که ساعت زمان داری :d :-p

    [پاسخ]

    sardar پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۰۹:۲۶:

    با سلام
    با توجه به خط ۱۳ :
    ۳٫مینیا (همون مینا ) زوجة المهرداد (ایشالا شیرینیشونو میخوریم)
    من با توجه به این جمله نوشتم وگرنه در زمان نمیتوانم سیر کنم

    [پاسخ]

  8. هر پنج تا تون هم خیلی به هم میاین … آللاه محبتیزی آرتسین !!!

    [پاسخ]

  9. (البته با احتساب گوشی) … حساب مینا خانوم گل جداست …

    [پاسخ]

  10. ای واییییی من یادم رفت بگم . مهرداد جان تولدت مبارک البته با تاخیر .شرمنده ببخشید اگه دیر گفتم و یادم رفته بود . در کل آی ام ساری .:D
    ایشالله پیرشی یانی ۱۲۰ سال رو همرد کنی بیزده تماشا الیاخ :D

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲۱:۳۷:

    یعنی میخوایی اسمم تو کتاب رکورد های جهانی گینس ثبت بشه….
    جای همتون خالی….

    [پاسخ]

  11. سلام
    خیلی مبارکه.. منم چند روز پیش تولدم بود .. اصلا کلا روز تولد روز مقدسیه ..

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۷:۲۵:

    پساپس ، یا پسا پیش تولدتون مبارک

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲۱:۳۵:

    سلام خیلی ممنون از لطف شما .. تولد شما مثل اینکه خیلی خوش گذشته!

    [پاسخ]

  12. سلام. تولدت یا … تولدش مبارک!!
    میگم … این صابر کجاست؟؟!؟ پیداش نیستا!
    نکنه زدن کشتنش صداشو در نمیارین؟؟ انقدر گفت خودکشی خودکشی که آخر کشتنش؟!؟
    بهش بگین از اون دنیا یه خبری بده! ما این دنیا نگرانشیم!!!

    [پاسخ]

  13. سلام خوبین؟
    هش نیستین؟( به این میگن از جلو برآمدگی کردنا:D)
    ما هم یه تفلد خوشگل داشتیم خیلی خوش گذشت فک کنم تو همین روز بود!
    با احترام به همه ی دی ماهی هااصلا ماه خوبی برا به دنیا آمدن نیست! شب امتحانه آدم درس داره خب ماهم که در طول ترم نخوندیم یه جوری میشیم وقتی تو اون شرایط وحشتناک بزنیم و شادی کنیم!
    خلاصه ایشالا همیشه باهم باشین تابازم ازاین تفلدا بگیرین
    کلاهه خیلی باحال بود سفارشی کار نمیکنین آقاصابر؟:D

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲۱:۳۷:

    به دی ماهی ها توهین می کنی ؟ هان ؟ شکلکی از گوشاش دود میاد بیرون !

    [پاسخ]

  14. راستش مهرداد اون روزا گفت ۱۷ دی رو یادم باشه ولی من یادم رفت طبق معمول و طبق معمول کلا یادم رفته بود
    همش تقصیر این توپلو هستش باااااااااااااااا
    خلاصه من یادم نبود معذرت الان تبریک میگم به نبودن و گم و گور شدن مکن میدونم همتون عادت دارین .

    [پاسخ]

نوشتن نظر