بعضی وقت ها …

By آوای سکوت On آذر ۹م, ۱۳۸۸

همین ابتدا از یه جور بودن مطلبم عذر می خواهم :

و باز همان جمله کلیشه ای همیشگی ( مثل همیشه سیگار پلاسیده

ول شده روی میز را که نصف بیشتر توتون هایش ریخته اند را بین دو

انگشت گرفته و شروع می کنم به تایپ)

یکهو نوشت : بعضی چیزها به مزاجم سازگار نیست مثل کوفته ی

مامان !

penseur

بعضی وقتاها می شود که می مانی در خودت در چیزی که با آن

مواجهی نمی دانی بهترین یا تنها ترین راه برای حل این مسئله چیست

! و همانطور می مانی تا ….

بعضی وقت ها می شود عاشق بشوی ! عاشق یک آدم یک غیر آدم .

هم جنس خودت باشد حرف در می آورند پشت سرت و هم جنس

خودت هم نباشد باز حرف در می آورند پشت سرت . بهتر است عاشق

آدم جماعت نشوی که رسوایی دارد با خود !

بعضی وقت ها می آید که می پرسی از خودت : هی ! واقعا که چی ؟!

چرا ؟! مگه چی شده ؟ همچین چیزی ممکنه ؟! که در این مواقع بهترین

کار به کوچه علی چپ زدنه ! (کسی راه حلی برا این مورد پیدا کرد من

یکی اولین کسی خواهم بود که بشنفمش !)

بعضی وقت ها شده از خدا چیزیو بخوای که تا همین چند لحظه پیش

جز آشغالدونی ذهنت بود . چیزی کم ارزش که به جای فحش ازش

استفاده می کردی ! مثلا :

همین خلوتگاه ! خلوتگاه … به قول بعضی ها اتاق اندیشه ! ارزش این

نوع مکان ها زمانی ثابت می شود که پاها به هم سابیده می شوند . از

خدا هیچ نمی خواهی جز موال ! آرامشکده ای برای تو ، حال !

بعضی وقت ها می شود از یکی آنقدر بدت بیاید که حاضر باشی دستت

را به خونش آلوده کنی ! هر که باشد ، باشد . مهم این است که همان

لحظه حس بدی داری نسبت به او !. می شود او هر کس و نا کسی

باشد . و بر عکس هم . شیفته یکی می شوی . دوست داری بپری

بغلش یا بپرد بغلت لپش را گاز بگیری یا لپت را گاز بگیرد ! هر که باشد ،

باشد . مهم این است که همان لحظه حس خوبی داری نسبت به او !

می شود او هر کس و نا کسی باشد !

بعضی وقتها می آید که دلت می گیرد عین لوله سینک آشپزخانه !

خیلی زشت به نظر می آیی . چندش آور . تهوع آور . بهترین توجیهت

اینست که تقصیر تو نیست ! غم و غصه و آشغال و اینا باعث شده

سینک آشپزخانه و تو یکی شوید هردو کثیف و بودار ! سینک که

تکلیفش معلوم است ! محلول لوله بازکنی گلرنک ! اما تو چی ؟ محلولی

معجونی کارسازت است یا نه ؟!

بعضی وقت ها می شود که دوست داری همان جایی که هستی

نباشی جایی جز اینجا بودن فکر و ذکرت می شود ! همه چیز از چشمت

می افتد خوبی های آنجا زیبایی آنجا و فقط بدی هایش را می بینی  !

دست خودت نیست شرایط این طوری ایجاب می کنند .

بعضی وقت ها شده حالت بهم خورد از من ! از نوشته ام ! حرف که نه

امثالهم را نوش جانم کنی مستفیض مان کنی به انواع و اقسام شکنجه

های روحی و جسمی ! و شاید عین برادران زحمت کش  کهریزک

بخواهی خدمتی کرده باشی آن هم با نیت پاک !

بعضی وقت ها می شود که – امیدوارم برای تو نباشد – دستت را روی

قلبت بگذاری بگویی : آه ! و دیگر هیچ !

بعضی وقت ها شده که یکی را آن طور ببینی که هست نه آن طور که

بود ! سرت را به دیوار می کوبی می گویی یعنی ممکنه ؟ نه! محاله ! اما

ببین دیوارو خراب نکن تو ساده ای عزیز !

بعضی وقت ها می آید که می شینی . سرتو می خارونی عین این آیینه

خانوم می گی خب ! راستی برای چی به دنیا اومدیم ؟ که چه اثر

مهمی از خودمون به جا بذاریم ؟ و از این حرفها ! آخر سر با یه آنقولانزای

کوچولو همه چی حل می شه ! (آیینه این برای تو نبودا )

بعضی وقتها شده و میشه و می آد که بخوای خودتو راحت کنی ، حالا

از هر چی ، مهم این نیست ! مهم اینه که بتونی راحت کنی خودتو یا نه

؟!

بعضی وقتها شده دلت گریه بخواد ! هی خودتو به این درو اون در بزنی

بلکم بهونه پیدا کنی برا گریه . نمی دونی که ! بابا جان ! منو نیگا بهونه

می خوای ؟ اینم بهونه ! خودت ! بشین یه دل سیر برا خودت گریه کن

مطمئن باشه جا داره تا چند روز خودتو جاتو خیس کنی !

خیلی بعضی وقتها هست که ممکنه شده یا میشه یا خواهد آمد . به هر

حال آخرشو می خوای بدونی ؟ میگم . آخرش … البته این آخر بنا به

روایتی آخر آخر نیست اما خب بازم آخره !

چشاتو می بندی  دیگه باز نمی کنی . می مونی رو دستشون . می

برنت چالت می کنن . تو می مونی و چنتا جک و جونور دو متر زیر زمین

تو یه پارچه سفید لخت لخت بی ادبی ! تازه از حموم در اومده و کلی

برات گریه می کنن که کجا می ری بی من ؟! دیگه نمی دونن که الان به

ریش همه می خندی و قلقلکت می یاد ازونی که بهت دست می زنه و

چندشت می یاد از کسی که آب دماغش همراه با قطره اشکش رو تو

می افته !

قسمت بد ماجرا می دونی کجاست ؟! به ریش اونا بخندی که به به ما

که عکسه یادگاریمونم گرفتیم و حالا میریم اون دنیا با بروبکس حوری اینا

حسابی خوش می گذرونیم فارغ از هر گونه گشت ارشاد و هر عدد و

ناعددی . دیگه از ا.ن و امثالهم اینا خبری نیست . با نیش باز میری

میرسی به یه دیوار بزرگ سیاه ، می بینی که چنتا از ارواح محترم اون

ورا یه قل دو قل بازی می کنن و با هم شوخیای دهه چهل می کنن

ازشون می پرسی خیلی عذر می خوام اون دنیا کدوم وره ؟! نگات می

کنن و می زنن زیر خنده و در همون حالت با دست به نوشته رو دیوار

اشاره می کنن . می بینی که اونجا نوشته : ” میت محترم آن دنیای

مورد نظر در نظام هستی موجود نمی باشد لطفا سوال نفرمایید ” عین

ماست می پاشی زمین ! به همین راحتی . بر می گردی می گی می

خوام برگردم زنده گی کنم من !

پس ! بشین یا بشینیم زنده گیمونو بکنیم قبل اینکه ماست بشیم .

بعضی وقتها می شه بعضی وقتهایی بیاد که بعضی وقتها شده !

تمام.

BXP54082



۷۴ نظر to “بعضی وقت ها …”

  1. سلام

    اول کاری باید بگم که من عاشق کوفته هستم

    بخصوص کوفته تبریزی های بزرگ که وسطش آلو داره

    خیلی بی سلیقه ای که دوس نداری!
    ________________________________________
    هم آلو داشت هم آلبالو :)
    اخه تینا کوفته دوس نداشتن چه ربطی داره به بی سلیقه گی ؟ جان من نبود یه طور دیگه حالمو بگیری ؟

    [پاسخ]

  2. صابر تو واقعا سیگاری هستی؟
    ___________________________________________
    قابل توجه عزیزان من !
    من سیگارو دوست دارم اما خاموش ! من خود سیگارو میکشم نه دودشو !
    علت اینکه من با بابام تفاهم نداریم همینه خب ! روزی یه پاکت سیگار به درک واصل می کنه ! با وجود اینکه قلبشم مثل مخ من بگیر نگیر داره
    من سیگاری نیستم پس !

    [پاسخ]

  3. و دیگه اینکه گور بابای حرف مردم

    واسه خودت زندگی کن که فرقی نمیکنه چه جوری باشی
    در هر حال پشت سرت حرف میزنن! :)
    ________________________________________
    اونکه درست ! اما خب دیگه دیگه

    [پاسخ]

  4. سلام صابری خوبی ؟ دا فارس یازاجام هاااااااااا :D قشنگ بود خیلییییییییی قشنگ .:D
    نه بابا جیر من یوفیسی زاد گورمه میشم فقط در حد دوست نتی ولی یه ذره بیشتر صمیمی هستیم بااااااااا :D

    بی ده کی من ادبیات نمی خوام همین معماری خودمو می خوام قبول شم دااااا :( سن دعا کن هااااااا من اولوم :D مرسی بالام جان :-* الله سنی مامانیوا ساخلاسین باااااااا :D
    ________________________________________
    آی کیز سن منی اولدؤردؤن !
    آ فارسی یاز دا ! من اؤلومویوم یوزار اولمؤشی فارسی یاز :)
    کاری نکن دعا کنم فارسی قبول شی یا آبیاری گیاهان دریایی !

    [پاسخ]

  5. آقا صابر حالت خیلی بده ها.
    واا! چه حرفا. میخواستن سر به سرت بذارن وگرنه زندگی بعد از مرگ وجودداره.
    اشکال فنی: دنیا فقط یکیه.بهتره بگیدآخرت.

    چقدر سیاه و تلخ می نویسی، روی منو کم کردی ها.
    بعضی وقتا چقدر دلم می خواد اینقدر افسرده نباشم و از زندگی لذت ببرم.
    بعضی وقتا چقدر دوست دارم که آدم ها رو دوست داشته باشم.

    آقا صابر میگما شغلتون چیه؟
    ________________________________________
    نسیم ۲ تازه فهمیدی حال منو ؟!
    تازشم فک نمی کنم این نوشته نه تلخ بود نه مشکی !
    شغل من ؟
    خب یکیش اینه که مسئول واترخانه یه شرکت هستم ! :)

    [پاسخ]

  6. IN COMMENTE MAN BOOD AMAAN AZ TASHAABOHE ESMI

    [پاسخ]

  7. chera parid!!!!
    ________________________________________پ
    نسیم ۲ ! چی پرید ؟!
    نکنه گرفتار بلای خانمان سوزی هان ؟!

    [پاسخ]

  8. مثل همیشه
    تو قاطی داری منم قاطی دارم اصلا ملامتت نمیکنم
    گور بابای مردم همه هر جوری باشی پشت سرت حرف در میارن
    دنیا همینجاس بهشت اینجاس جهنم اینجاس بمیری هم همینجاس تا ابد زندگی کنی هم همینجاس
    بشین سیگارت رو بکش حرف نزن بفرما کمی جان واکر
    ________________________________________
    بابا جان واکر !
    رامین جان این آقای جان واکری که گفتی ! چیکارن ؟ اهل کجاس ؟ کارش چیه ؟ ها ؟

    [پاسخ]

  9. اونور برات خصوصی میزارم حتما سر بزن

    [پاسخ]

  10. جون به جونت کنن صابری!
    به جون خودم کلی تفریحات کردم با این دست نوشتت!
    اینا بعضی وقتهایی که گفتی خیلی وقتها اتفاق میافته! مخصوصا اون بعضی وقتهایی که بخوای خودت رو راحت کنی!
    پس بعضی وقتها مواظب بعضی ها باش که بعضی وقتی پبش نیاد که حسرت اون بعضی وقتها رو بکشی!
    یعنی خواستم بگم قدر این دوران رو خوب باید بدونم چون میدونم که تکرار نشدنی هستن (-:
    راستی نوشتت یه غلط املایی بزرگ داشت! اصلاحش کن (-؛
    __________________________________________________
    من که باز اون جمله اولتو نگرفتم !
    آره جون خودم خیلی دوران توپیه !
    بابا اون از دستم در رفته خدایی درستشو می دونستم . اخه وقتی اینو می نگاشتم منگ بودم !

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۰:۳۷:

    ۱٫ این جمله یعنی اینکه یه همچین نوشته ای فقط از زیر قلم صابر در میاد (-:
    ۲٫ فعلا انگار منگیت برطرف نشده! آخه هنوز اصلاحش نکردی! بگم کجاست یا پیداش میکنی؟ p-:
    ______________________________________________________________
    1.دوشدان ؟ واقعا ؟ ریلی ؟!
    ۲٫خی منگ که هستم اما هیچی پیدا نکردم :) بگو

    [پاسخ]

  11. این نظر واسه نوشتت نیست واسه روز نوشت ۱۰ اذر ماه است
    ————————-
    پیغوم نامه
    # سه شنبه ۱۰ آذر # %%% فکر میکنین چند درصد مردم تو هوای سرد توی رادیاتور ماشینشون آب یخ میریزن ؟ حالا فکر کنین اگه به یکی از این مردم برسین چه حالی به ادم دست میده ؟%%% $$$دوست دارم آرش من ! $$$
    ————————–
    واسه همینه که بهش میگیم آرش… واقعا اگه بره ژاپن یه ماه کل تکنولوژی ژاپن رو گور به
    گور میکنه
    اما صابر فکر کنم این کار امروزش تاثیر کتابی است که میخونه: کوری
    شدید غرق شده توش :D
    _________________________________________
    ااا… مهرداد چرا اینطور می گی به آرش جون؟!
    مگه اون همونی نیست که بخاطرش وسط بیابون پیاده می شدی هان ؟
    آرش مجایی بیا جواب بده !
    در ضمن مثلا قرار بود بز بز قندیو بخونه هم باز بایستی تحت تاثیر قرار می گیرفت ؟
    چی گفتم !

    [پاسخ]

    قمار باز پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۰۷:۰۲:

    کی اون کتاب رو داده بهش این قاطی میکنه ها من خوندم اون کتاب رو یه هفته من سالم منگ بودم حالا اون چه بلایی سرش میاد معلوم نیست.
    _________________________________________
    والا منم نمی دونم همش میگما آرش جان به جدول سنی کتابا دقت کن ! اما کو گوش شنوا !

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۰:۳۸:

    آقا کم گیر بدین به این آرش ما! خوب کاریه که شده دا!
    آرش بعد کوری بگو بینایی رو بدم بخونی تا حالشو ببری (-:
    _________________________________________
    اهان پس تو از راه به درش کردی ؟ بازم با کارت تو کتاب گرفته ؟!
    مینا نکن این کارارو … فردا پس فردا می مونه رو دستمون می ترشه ها !

    [پاسخ]

  12. سلام, رفتم که بخونم بیام نظر بدم !
    _________________________________________
    سلام ، باشه برو !

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۳۰:

    این نظر مال منه ها اسم ستاره اینجا سیو بود منم ندیده زدم !
    _________________________________________
    اکی این نظرم برا شما :)

    [پاسخ]

  13. بله خب بعضی وقتا این جوری میشه , همه این جوری میشن
    اما از آنجایی که هر پاراگراف شما یک جواب قاطع دارد! نمی دونم از کجا شروع کنم
    ولی اینو بدونین همه این جوری میشن!
    _________________________________________
    مگه من گفتم نمیشه ؟
    جواب قاطع ؟ هیچ چیزی قاطع نیست حتی جواب !

    [پاسخ]

  14. ولی اونجاشو موافق نیستم , آدم بعضی وقتا عاشق نمیشه !
    یعنی چی که بعضی وقتا عاشق میشه؟ حالا هم جنس غیر همجنسشو کاری ندارم
    یعنی چی ؟ اول توضیح بدین .. یعنی مثلا یهو دلش می خواد عاشق بشه
    بعد فرداش پا میشه عاشق نیست ؟
    یا یه قرص می خوره با سردردش عاشق شدنش هم میره ؟
    از لحاظ فمنیستی هم درست نیست آخه !
    _________________________________________
    ای بابا ! خواهر من ! نسیم !
    عصر عصر اینترنت و شکلات و آیس پک ها !
    قرص عشق نشنیدی تا حالا ؟ منم ندیدم اما شنیدم !
    این آرش هر روز چنتا می خوره با ! مگه نه مهرداد ؟! :)
    این فمینیستی آخرو خیلی خوب اومدی ایول حال داد !

    [پاسخ]

  15. ولی خب این درسته که آدم بعضی وقتا دلش می خواد یکی رو که ازش خوشش نمیاد بکشه !
    ما توی خونه یه اصطلاح داریم میگیم که
    اگه تفنگ داشتم فلانی سومین نفری بود که می کشتمش !!
    ذاتا جای اون دونفر اسمشو نبر ,اول محفوظه !
    _________________________________________
    نسیم نمی دونم چرا این جملات آخر شما خیلی با حالن !

    [پاسخ]

  16. اما راه حل این بعضی وقتا چیه ؟
    خوب گوش کن برادر من , صابر خان فرجایی :
    راه رو درست اومدین , راه حل رو خودتون یافتین اما خودتون نمی دونین شاید!
    بعضی وقتا که بعضی وقتا میشه راه حل اینه که بنویسین ..
    وقتی می نویسین به همه جوانبش فکر میکنین و تموم که شد انگار دیگه هیچ مشکلی نیست..
    جدا گفتم …. بی شوخی بخونین لطفا کامنت رو !
    _________________________________________
    ۱٫من فقط صابر فرجائی هستم !
    ۲٫نوشتن نصف ماجراست ! وقتی چیزی می نویسی همه فکرت معطوف اون موضوع می شه و این یعنی دیگه بدتر !
    ۳٫جدا خوندم کامنتو … بی شوخی خودشم ! :) ;)

    [پاسخ]

  17. وای خدای من آرش باز یه کاری کرد
    خدایا مرا پاکیزه بپذیر کلی خندیدم
    آقای جان واکر روی یک شیشه خوش رنگ در حال واکینگ و ترکینگ هستن یه زمانی هم اسپانسر رسمی فرناندو آلنسو بودن .
    _________________________________________
    رامین جان این آقای واکر این حرکاتی که از خودشون در می کنن آیا مورد … نداره ؟
    همین آلونسوی خودمون ؟ فرناندو ؟ ای بابا من فک می کردم این پسره ، پسر سر به زیر و نماز خونیه !
    حالا این آقاهه چطور از اتاق تو سر در آورده هان ؟!

    [پاسخ]

    قمار باز پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۲:۲۱:

    خب حالا سر در آورده دیگه اونقده را رفته که دیگه جایی نمونده از اینجا سر در آورده
    _________________________________________
    رامیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن !!!
    بابا ببین تو هم مثله من بعضی وقتا طوری حرف می زنی که هیچ سالمی سر در نمیاره !
    نمونش همین الان من یکی که نگرفتم چی می گی (حال کردی چطور خودمو تبلیغ کردم ؟! :) )

    [پاسخ]

  18. سلام
    نیست بالاتر از سیاهی رنگ
    ضمن عرض سلام،ادب و احترام خدمت آقای ناامید
    بله
    واعظ منی آلاتما جهننمده اوت اولماز
    اولار کی یانالار اوتی بوردان آپارالار

    برادر عزیز اون دنیا اگه وجود هم نداشته باشه و ما ماست هم بشیم چیزی از دست ندادیم ولی اگه وجود داشته باشه چی؟به اونجاش هم فکر کن عقل سلیم هم در اینه که آدم احتمالات رو هم در نظر بگیره مگه نه؟

    ضمنا ما باید خدا رو عبادت کنیم چون لایق عبادت هستش نه به خاطر اون دنیا و حوری و ….

    موعظه نمیخوام بکنم، خودت هم منو میشناسی ولی من خودم امتحان کردم خوب جواب میده هر وقت دلت تنگ شد به یاد خدا باش و با اون حرف دلت رو بزن و برای کرده هات و نکرده هات گریه کن ببین چقدر آروم میگیری

    موفق ترین آدم ها امیدوارترین آنها به آینده است
    _________________________________________
    علیک سلام خدمت آقای امید وار
    بابا کیم دئیپ من نا امیدم آخی ؟!
    درست می گی ! اما اینم در نظر داشته باش که الان این دنیام باید زنده گیتو بکنی نباید خودتو راضی کنی به جایی که ندیدیش !
    چاکر خدامم هستم . صد سال سیاه روی حوری جماعتو ببینم وقتی یاد خدا هست با من !
    اما خب بعد یاد کردن خدا میشه کمی با حوریون اس ام اس بازی کرد نه نمیشه ؟!
    جمله آخرتم عین خودت ! تـــــــــــــــــــــــوپ

    [پاسخ]

  19. چطوری ؟ من که همین الآن از اتاق حاکم بزرک اومدم بیرون و حالم یه جوریه…جات خالی دیروز رفتم پیش یه دکتر و یه ماسک برای پوستم داد… خوبه هاااااا فقط وقتی به صورتت می زنی میشی عینهو دراکولا !!!سفید سفید !!!امروز هم با همین وضع به اتاق رئیس احضار شدم بنده خدا در اوج جدیت برای اینکه جلوی خندش رو بگیره فقط به میزش نگاه میکرد … منم بس که لبم رو گاز گرفتم زخم شد !!!!!
    در مورد متنت خییییییییییییییییلی حال داد …. عالی بود و مخصوصاو مخصوصا ” دوست داری بپری
    بغلش یا بپرد بغلت لپش را گاز بگیری یا لپت را گاز بگیرد ! هر که باشد ،
    باشد . مهم این است که همان لحظه حس خوبی داری نسبت به او !”
    _________________________________________
    باجی سلام ! نجور سون ؟!
    چه ماسکی ؟ به به سهمیه خنده یک هفته تو شرکت پس اکی شده :)
    حالا خیر باشه رفتی اونورا ! رئیس بازم گند زده ؟ !

    [پاسخ]

  20. با پیغوم نامه هم کلی حال کردیم …. همی !!!!
    _________________________________________
    خواش می کنو!

    [پاسخ]

  21. یکی هم اینکه امروز با سوتی آخرین ورژن میتی کومون از خنده روده بر شدیم…
    _________________________________________
    اسکیو ورز ؟! :)
    فردا بیام ببینم چه خبره . من نبودم کلی خبر مبر شده

    [پاسخ]

  22. یاخجی چشم فارسی یازارام .=))

    سن دعا بکن هاااااااااااااا:D بالامسان دا :D
    _________________________________________
    خدا جونم ! خدای مهربون کاری کن این رویا بجای معماری ساختمان معماری ادبیات فارسی قبول شه ! بلکم کمی دل من خنک بشه :)

    [پاسخ]

  23. # چهار شنبه ۱۱ آذر # %%% هی سردم میشه ! اما وقتی به جهنم فکر میکنم خیس عرق می شم ! این جمله مطمئنا فردا صبح عوض خواهد شد .الان که اینو نوشتم دماغم مماس بر کیبورد و چشام نیمه باز و مغزم نیمه هشیار . راستی برا همه یه دعای کوچولو بکنین مخصوصا اونایی که امیداشون به همین دعاهای کوچولوئه . اولیشو من می گم . ایشالا که همه مریضا شفا پیدا کنن مخصوصا مادر یکی از دوستای عزیزمون که چندیه ناراحتمون کرده وقتی ناراحتی اون عزیز رو می بینیم %%% $$$شب همگی قشنگ . $$$

    مادر، مریضی، دعا! مو روی بدن آدم سیخ میکنه!
    دعا می کنم! کاش این بار خدا بشنوه !
    _________________________________________
    خدا بیامرزتش ! ایشالا راحت باشه الان
    در ضمن به بی تام بگو خیلی مراقب مامانش باشه . زیاد شلوغی نکنه :) حرفشو گوش کنه :)
    آرش کجایــــــــــــــــــــــــی؟!

    [پاسخ]

    قمار باز پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۲:۲۵:

    چطور میشه الان تازه بیدار شدم برقا رفته بود
    خدایا چی میشه چی میشه یه بار دیگه.
    ۱ هفته کامکانم پیشم نبود داشتم دغ میکردم از خستگی شبا از هوش میرفتم
    _________________________________________
    همون جواب قبلیه

    [پاسخ]

    mehrdad پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ۲۳:۱۱:

    ان شالله حال ایشون هم خوب بشه…
    _________________________________________
    ایشالا …

    [پاسخ]

  24. صابر باید برات یه سیستم چت بذارم… همه ارن یه جوری اسپم بازی میکنند.کی نصب کنم برات؟

    [پاسخ]

  25. از اول هم باید بهت بگم همین حرف زدنمون هر جا بریم تو ذوق میزنه
    مهرداد اونوقت بیا اینجا رو یه انجمن بزن همه مشغول میشیم

    [پاسخ]

  26. سیلام آق صابر نجه سن؟ خوبسان؟
    به به یه قالب جدید دیگه…ماشالا هر روز بهتر از دیروزی دا … گنجاندن خندانکم که گذاشتی
    کوفته گولم افتاد باید به مامان جوووووونم سفارشو بدم ای گود گودی
    جالب کپیدی یاد بعضی وقتا افتادم ولی من یه جور دیگه فک میکنم من میمیرم میرم اون دنیا می بینم همه یکی یکی وارد بهشت جهنم میشن میپرسم : پس چرا نوبت من نمیشه!؟ جواب میاد که :تو همه رو منتظر گذاشتی پس منتظر میمونی حالا حالاها ….میگم : ای خدا غلط کردم بذار لاقل  به جهنمت برم! 
    بعضی وقتایی میاد که نمیدونم چجوری حساب بعضی دوستام رو برسم ( شکلک اون ستاره ای که دستشو گذاشته رو چونه اش و داره فک میکنه چطوری حساب یک دانه آق صابر رو برسه)
    چرا منو نفرین کردی هن؟؟؟؟؟؟
    هر چی به تو گفتم سرم اومد ۱مینجی گون ایاغیم یاندی .۲مینجی گون برق خونه مون رفت…
    در کل هفته بدی بود کلی بلا سرم اومد
    سوژه پیدا نکردی چسبیدی به آهنگم ؟ بابا گیر ندین دیگه هر چی میذارم همه میان یه چیزی میگن یکیشو میذارم میان میگن عاشق شدی؟ یه آهنگ دیگه میذارم یه جور دیگه…وللش
    این نظرات یه جوری بود اعصابم رو به هم ریخت
    راستی برا مامان دوستتون هم دعا میکنم… یک نفرم منو دعا کنه  دیگه  اینهمه همه رو دعا میکنم
    هش دا گتدیم زندگیمو بکنم 
    _____________________________________________________________________
    تو بری اون دنیا فرشته ها کلی اسباب تفریح اینا براشون جور می شه ! میان دورو برت می یگرن میگن ای بابا تو که انقد کوچولویی تو چرا اومدی جهنم .!
    من نفرینت نکردم ! من هیشکیو نفرین نمی کنم ! اما چون خداجونم که چاکرشم منو یکمی دوس داره خواست بهت بگه با بنده جیگر من کاری نداشته باش :)
    خب حق دارن دا ! واجبه اهنگ بذاری اونم آهنگای ….
    مرسی که دعا کردی . منم دعا می کنم ایشالا خانوم بزرگی بشی :)

    [پاسخ]

  27. چرا  ایندفه اینجوری میشه اخه ؟ اسم نسیم چرا افتاد؟  به هر حال من ستاره بیدم دیگه
    اسمم رو یه کاریش بکن دیگه!

    [پاسخ]

  28. دوست جون قالب جدید مبارک! ولی ببخشید ها این قالب که زده همه ی کامنتها رو ریخته بهم؟
    چرا نمیشه دیگه زیر یه کامنت پاسخ داد؟
    ترتیب کامنتها رو بر زده
    به خاطر همین از جواب دادن به کامنتهای قبلی معذورم! چون ملت که ترتیب سوال جوابها رو ندونن فکر میکنن من که تب دارم دارم هذیان میگم!
    کشت این سرما خوردگی منو!
    مهردادی به داد اینجا برس!
    _________________________________________
    مهردادی باید به داد تو برسه !
    با اون …
    بازم نرفتی دکتر ؟ واقعا که …!

    [پاسخ]

  29. بر می گردی می گی می
    خوام برگردم زنده گی کنم من !
    جمله بالا رو بخونی متوجه اون اشتب تایپی هم میشی
    _________________________________________
    نه کاملا درست تایپ شده !
    ببین مینا منظور من زندگی نیست زنده گی ه !
    گرفتی ؟
    فک کنمک درستشم این باشه ما داریم تو این دنیا زنده گی می کنیم . اینجوری برام لذت بخش تره :)

    [پاسخ]

  30. لطفا تقاضاهای خود به من را مستقیما ایمیل کنید یا پی ام بگذارید. از هر گونه پاسخ و کمک کامنتی معذورم….
    _________________________________________
    هن ؟!
    ندیسن ؟!

    [پاسخ]

  31.   خدای من خدای خوب و مهربان حرف مش صابر را گوش مده . و اگر آنگاه که گوش دادی هااااااا اوزون بول دا . هییییی استافروالله . بالام جان من سنه نینمیشم کیییییییی .؟؟ اوسون دنیا بله نمی مونه .منتظیر باش به خدمتت می رسم دا . دوزدی یوفیسی من چچل المه میشم ولی سنی لازم الدی کی چچل بکنم داااااااا 
    __________________________________________________________________________________
    ای خدای مهربان و بخشنده همچنان بر رشته معماری ادبیات اصرار می ورزم برای این رویا
    یاریش نمای تا این رشته را قبول شود . با سپاس

    [پاسخ]

  32.  
      خدای من خدای خوب و مهربان حرف مش صابر را گوش مده . و اگر آنگاه که گوش دادی هااااااا اوزون بول دا . هییییی استافروالله . بالام جان من سنه نینمیشم کیییییییی .؟؟ اوسون دنیا بله نمی مونه .منتظیر باش به خدمتت می رسم دا . دوزدی یوفیسی من چچل المه میشم ولی سنی لازم الدی کی چچل بکنم داااااااا 
    __________________________________________________________________________________
    در ضمن ما سر خود کچل هستیم ! یه فکر دیگه بکن !

    [پاسخ]

  33. میشه بیشتر توضیح بدی؟!
    منظورم تفاوتهاش!؟ چیه؟

    [پاسخ]

  34. oki بابا، نزن. رفتم دکتر. البته اگه بشه این دکتر نما ها رو دکتر تلقی کرد!
    من که کار هیچکدوم رو قبول ندارم!
    من نجور مهندیسم ائله اودا اوجور دهتور دی! /-:

    [پاسخ]

  35. این رو جاش رو درست زدی یا منظورت یه کی دیگه بود یا یه چیز دیگه بود؟

    [پاسخ]

  36. بعضی وقتا از اینکه آخر از همه کامنت می دی حس خوبی داری . با اینکه می خواستم این حس خوب رو با ندادنش کامل کنم!جواب صابر: من اولوم ده سم؟!(به قول مهداد : اگه اصرار کنیم ؟!)
    ولی دیدم دوستان در مورد حقیر نظراتی داده اند ، هم مشعوف شدم (به قول خانوم تینا در پست قبلی) و هم مجذوب که بیایم و کامنت بگذارم .
    ۱)بله . دعا می کنیم که ایشون هر چه زودتر سلامتی شان را بدست بیاورند و سایه ی مهرشان بر سر دوستمان باشد و سالهای سال پاینده بماند .
    ۲)حتما مینا خانوم ، می گیرم ازتون .
    ۳)رامین جان منگ نمی کنه ها ولی!!!!!
    ۴) جانیم سان دا مهداد بالا!
    ۵) صابر جون تو هم که اون تغییر رو تو متنت ندادی! امان از دست تو .
    Dilerim ki mutlu ol sevgilim ben olmasam bile hayat gülsün sana(6
    _______________________________________________________________________
    حالا مشعوفی دا مثلا ؟
    ۱٫آمین
    ۲٫چیو اونوقت ؟
    ۳٫آقای جان واکرو میگی ؟ آرش تو هم ؟ مامانت می دونه ؟! :)
    ۴٫واح واح
    ۵٫صابر جون ؟! آرش خودتی ؟! تا ابد الدهر ا.ن ، ا.ن می مونه
    ۶٫بیا ترجمه شم بینویس همه مفیوض (کسی که فیض میبرد) شوند

    [پاسخ]

  37. در بند ۱ ، اون “باشد” اضافه افتاده.یا صابر جان خودت اصلاح کن یا اینو بذار باشه .
    در مورد اینکه نمی خواستم کامنت بذارم هم که خودت می دونی دیگه ، به خودت گفتم . به دل نگیری ها یه موقع ! ما بدون خواندن مزخرفهای تو نمی تونیم زنده گی کنیم !ولی با مطالب من همه اش می شه زندگی کرد!!!
    یک شکلک آرش که با یه قیافه ی حق به جانب ایستاده و دستها را روی سینه قفل کرده!
    _________________________________________
    کلا همه رو قبول دارم .
    اون شکلکتو تصور کردم اگرچه تصور کردنش سخته اما کلی خندیدم !

    [پاسخ]

  38. زندگی نه زندگش! حواسم کجاست خدا می دونه!
    __________________________________
    اصلاحش کردم . عاشق جان !

    [پاسخ]

  39. مهرداد جان من همه رو به جا میزنم! ولی سیستم از وقتی برده شده روی قالب جدید و برگردونده شده قاطی کرده! همه کامنتها رو زیر هم میچینه! (به قول دوستان: آیکون مینای عصبانی که داره موهاشو میکنه!!!!!)
    _____________________________________ :)

    [پاسخ]

  40. من که گیج زدم اما اوکی

    [پاسخ]

  41. و اما آرش دو تا نصفی حواس داشتی اونم با این کتاب میره خلاص
    بعد این توصیه میکنم به خودم بگین برم دلستر بخرم.
    آرش باور کن احساس کوری میکنی بعد تموم کردنش من خوندم میگم دیگه
    راستی امروز با مهرداد در مورد چت روم اینجا صحبت میکردیم.
    _________________________________
    جریان دلستر همون دلستر نمایشگاه دا ؟!
    خب نتیجه چی شد ؟

    [پاسخ]

  42. به به سلام آوای سکوت!
    چطوری؟
    تو نمی خوای این سیگارو ترک کنی نه؟ (منم نمی خوام این غرغر کردنما ترک کنم!!!)

    هنوز زنده ام. و بر خلاف بقیه از زنده بودنم لذت می برم! قصد خودکشی هم ندارم!
    احتیاج به چند نفر کمک دارم که با من به پژوهش و تحقیق بپردازند! (سراغ داری؟)
    گرچه این روزا انگار آدما ترجیح می دن بگن که سوالات سخت نپرس یا بی خیال باش.
    یا برن سراغ می و شاهد و عیش و نوش که فراموش کنن واسه چی اومدن.
    یا برن سراغ عشق و عاشقی…
    راستی می خواستم بگم تو چی کار داری که مردم چی می گن!
    تو فقط عاشق باش! (چشمک)
    ___________________________________________
    ایضا به به آیینه
    خوبم . خوبی؟
    بابا به پیر به پیغمبر من سیگار نمی کشم فقط بی آتیش می گیرم همین طوری .
    تحقیق می خوای بکنی ؟ پیل میل تش هست ؟ :)
    عاشق بشم ؟ !:)
    والا می خواما اما امکانات نیست :)

    [پاسخ]

  43. جدی می گما.

    عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
    ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

    البته می تونی عاشق غیرآدمها هم بشی. مثلا عاشق رود. عاشق کوه. عاشق گل. عاشق برگ.
    ولی عاشق یه آدم شدن دنیای دیگه ایه!
    البته می گن. ما که نمی دونیم!!!!
    _____________________________________ :)
    شکلک صابری که نیشش تا بنا گوش بازه .
    منم باور کردم که می گن :)

    [پاسخ]

  44. دچار شده ای …..!

    دچار “بعضی از این وقت های دیوانه” …..!

    نگران نباش …

    ما مردمان این سرزمین گربه ای شکل

    هر چه نباشیم ، اما جملگی طبیبان حاذقی هستیم

    نسخه ها بپیچیم برایت که دست وپاگیرت شود …

    ..

    ..

    “جیــــــز” بودن ِ عاشقی را خوب آمدی ….خیلی !

    ..
    ..
    دنیای اموات را میگذاشتی دست نخورده بماند آخر ….

    ..

    ..

    خلاصه اینکه موافقم با “دارالمجانین ِ بعضی وقتهایت ” ….!

    من هم یکی برای خود ساخته ام …بسیار پیشرفته تر حتی !

    ..

    ..

    ..

    ..

    ..

    ..

    سلام….!

    هنوز هم که آن پیشوند ِ خیلی خیلی بزرگت تر از قامت مان را به تن بیقواره “سکوت” میدوزید که …!!
    ____________________________________________
    سلام جناب استاد والا مقام مریم خانم سکوت !
    یکی از آرزوهای من اینه که کامنتی بخونم از جناب سکوت که محاوره ای باشه !
    واقعا من توی این بیس سی سالی که از خدا عمر گرفتمو این چند ماهی که ایشونو می شنوم همش مثل بالا سخن می رانند همی مشعوفمان(کپی رایت تینا و آرش)می کنند گر یکی هم آنگونه که محاوره نماندش نظری دهند . با سپاس .
    مرسی دوست عزیزم . اون لقبم حقته به خدا

    [پاسخ]

  45. داشتم از این دور و برا رد میشدم گفتم هم یه سلامی بکنم و هم اینکه بگم
    ســـیــــگار نـــکش:D
    ___________________________________
    ای ستاره کوچولو !
    ببین ستاره جان سیگار جیزه اخه خب اصلا به اینا دست نزنیا :)
    من سیگاری نیستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ایهاالناس

    [پاسخ]

  46. اون که آره!!!!
    ___________________________
    چی می گی ؟
    ندیسن ؟
    ماذا تکلم ؟
    what is ur name?

    [پاسخ]

    آرش پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۵:۴۸:

    می خوام خوشبخت باشی ، خوش باشی ، شاد و سرحال .اگه منم نباشم زندگی (نه زند ه گی) به روت بخنده .
    ۱)یادش بخیر جان واکر . نه جالادیم ولی؟ به قول خودم بوهاهاها
    ۲)اتفاقا دیشب به یه جایی رسیده بودم که دلم بد جوری تنگ شد!(سئخئلدی)آخه من چه جوری فارسی اینو پیدا کنم؟
    ۳)بد نمی شه یه جایی وا کنین واسه چت و اینا !
    ______________________________________
    مرسی جیگر . همینایی که گفتی صد مرتبه برو بالا به خودت :)
    ۱٫آره کل نمایشگاه دور هم شادی کردن به … تو
    ۲٫نامرد روزگار این شماره رو بینیویس ۰۹۱۴۱۰۰۶۸… یه تک بندازی برام خودم سیمرغت می شم :)
    ۳٫در دستور کار مدیریت سایت (من و مهی) :) هست و مراحل تحقیق رو پشت سر می ذاره

    [پاسخ]

  47. بند ۲ جواب جان واکر بود ها در مورد کوری !
    اووووووووو. صابر چقد کامنتهات زیاد شده ، اگه کسی ندونه فک می کنه چی نوشتی !
    شوکلوک کردم!
    یاخچی هله من نظر وئرمیه جادیم ها!
    _______________________________________
    ترجمه جمله آخر:
    خوب شد که من دوستی همچون تویی دارم به این زیبایی و قشنگی . حقا که صابر (اسم فاعل حذف به قرینه اینا شده) تو بهترین دوستی که من دارم و هی دورت می گردم با وجود اینکه تو راضی نیستی هیشکی اذیت بش اما من دوست دارم خودمو برات قربونی کنم و تیکه تیکه شم برات . نمی دونی شبا چه حس و هوایی به آدم دست می ده وقتی فک میکنه بعد یک هفته صابر جونم(ایضا توضیح بالایی) رو خواهم دید ! وای به به من چقد خوشبختم

    [پاسخ]

  48. ممنونم آرش
    من خودم دیشب بد گرفتم امروزم گرفتم جان واکر رو هم بی خیال
    عیق خواب آور هستش واسه من یه چیزی میخوام آرومم کنه
    راستی اون روز احمد بصیری رو توی تی وی سهند دیدم
    دلم واسش یه ذره شده ها خودم نمیدونستم
    خلاصه دلم واسه اون سالهای اولی که همدیگه رو دیده بودیم دنگولید هیچی حالیمون نبود هیچی برامون مهم نبود
    ______________________________________
    من که سهله تموم چلنگرای دنیام جمع بشن حرفای این رامین بالای ما ترجمه نمیشه !

    [پاسخ]

  49. جانییییییییم! اینا هم هستن تو اون ترجمه ای که کردی: !

    اگه نرفته بودی
    جاده پر از ترانه
    کوچه پر از غزل بود
    به سوی تو روانه

    اگه نرفته بودی
    گریه منو نمیبرد
    پرنده پر نمیسوخت
    آینه چین نمیخورد
    چه حالی می ده تو این وقت شب یا روز (چه فرقی می کنه؟! دم را دریاب!)ابی گوش دادن!
    __________________________________________________
    آره خودم می دونم . ولی خواستم زیاد از صابر تعریف نشه :)

    [پاسخ]

  50. اگر دوباره فرصت زندگی پیدا کنم،
    در دنیای بعد،
    هیچ چیز را جدی نخواهم گرفت.
    خطر پذیرتر خواهم بود.
    دست هایم را کمتر خواهم شست.
    سفرهای بیشتر خواهم کرد.
    کوه های بیشتری را خواهم پیمود.
    غروب های بیشتری را خواهم شمرد.
    در رودخانه های بیشتری شنا خواهم کرد.
    سرزمین های دیگری را خواهم دید.
    بستنی بیشتری خواهم خورد.
    تخیل کمتری خواهم کرد.
    مسائل لاینحل بیشتری را خواهم یافت.
    لحظه های بیشتری را مزه مزه خواهم کرد.
    از هر لحظه بیشتر لذت خواهم برد.
    زندگی همین لحظه ها است،
    که قدرش را نمی دانیم
    ___________________________________
    آرش اینو خودت گفتی ؟!
    بیسیار زیبا بود . واقعا خوب توصیف کردی مخصوصا اون قسمت دستها رو البته من چند جملم بهت اضاف می کنم : :)
    کمتر صابر را حرص خواهم داد
    به سیستم صوتی هیچ ماشینی دست نخواهم زد
    کمتر خواهم گفت : قد من کوتاهه ؟!
    کمتر معذرت خواهی خواهم کرد .
    کمتر عاشق خواهم شد .
    همیشه موبایل خودم را شارژ خواهم گذاشت .
    هیچ وقت موی سرم را خودم کوتاه نخواهم کرد .
    کمتر به ان دماغ گلابی ام خواهم نازید .
    زیاد ترسو نخواهم بود .
    بازیهای تراکتور نخواهم رفت .
    فرق ماشین و خانه خاله را خواهم فهمید .
    و….
    اینا فعلا یادم بودن :)

    [پاسخ]

  51. من ترسو هستم ؟ خطا اولدی ها بی دفعه!
    دیدی که دیروز دست نزدم سیتم صوتی تو !
    در مورد قد شوکلوک می کنم ، می دونم که قدم بلنده ،می خوام به بند اول جوابت عمل کنم!
    همیشه عشق خواهم شد و عاشق خواهم ماند .
    در مورد خونه ی خاله کسی چیزی گفته؟ هان؟ چه کردم مگه من ؟
    اگه اصرار می کنی که شعر رو خودم گفتم ، باشه خودم گفتم !
    _______________________________________
    “همیشه عشق خواهم شد و عاشق خواهم ماند”
    آرش جان تو همیشه عشقی :)
    اگه می دونستم طاقتشو داری یه چیزی در مورد قدت می گفتم :(

    [پاسخ]

  52. منگل! راجع به مطلبت بود شعر ، در مورد مطلبت هیچی نگفتی .
    ظاهر بینی دیگه ، همه اش به ظاهر اهمیت می دی مثل دیروز که همه اش با اون کت زیبات پز می دادی .
    به من هم دیدی که خیلی یاراشدی. شوخی بود ها . ولی خیلی بهت میومو ها . توم جه مانیس !
    ______________________________________
    “به من هم دیدی که خیلی یاراشدی. شوخی بود ها ” می دونم آرشی شوخی می کنی :)
    منگلم دماغ فندق گلابیته :)

    [پاسخ]

  53. واااااااااااای…. شما دو تا اینجا هم افتادین به جون هم!!!
    خداییش کلی خندیدم وقتی این کل کل کردناتون رو خوندم! (-:
    راستی صابر آدم ازدواج میکنه به دوستای نزدیکش زودتر میگه!!! باید این خبر رو از غریبه ها میشنیدم!
    عجب رفاقتی!!! (آیکون مینایی که از خنده روده بر شده)
    ____________________________________________
    آره خب ! ییهویی شد . همش با یه جعبه شیرینی حل و فصل شد دا :)
    زیادم نخند که سرت میاد :) )))

    [پاسخ]

  54. # چهار شنبه۱۸ آذر # ##به علائم راهنمایی و رانندگی همیشه توجه کنین . حتی توی زنده گی . جایی که یه علامتی تابلویی می گه جاده لغزنده است یا با دنده سنگین حرکت کنید لابد یه چیزی هست که اینو می گه بیخودی که نیست . لطفا راننده های خوبی باشید مثل من :) ## $$$و کاش همه یه آرش داشتند کلا (ایهام داشت جملم اساسی) $$$

    ۱٫ آیا با کیا بالا توی جاده چپ کردی که به این نتیجه رسیدی؟!
    ۲٫ ایهامت عالی بود! حالا بگو ببینیم کلا یه آرش داشته باشن همه یا همه یه آرش داشته باشن! یا یه آرش واسه کل باشه! یا هر کل یه آرش داشته باشن؟! یا آرش در کل یه دونه باشه!؟
    البته آرش ما که یه دونه است. مگه نه مهردادی؟!
    _____________________________________
    ۱٫خداوندگارا سپاس که نه تصادفی در کار نیست
    ۲٫میدونم مثه خودم بود :) . خب می شه یه جور دیگه هم گفت که یه آرش برا همه می کافه ! آخه همه که مثل ما عادت ندارن به شیرین کاریاش :) طفلکن گناه دارن

    [پاسخ]

  55. لطفا معنی دقیق ایهام رو بگو صابر جان! وقتی بلد نیستی چرا از یه صنعت ادبی استفاده می کنی ؟
    در اینجا تا دلت بخواد تشبیه وجود داره ! تشبیه به علائم راهنمایی و رانندگی ، به جاده ، به تابلو ، به خوبی ، به مهربانی ، به آقای مربی آموزش دهنده،به مثل من و … که دو تای اولی من نیستم ولی بقیه ی تشبیهات به خود خود من می خوره!این بود یک!
    دو)داشته باشن همه کلا آرش ، نمی شه . چون هر آرشی که من نمیشم. درستش اینه که:
    سه)داشته باشن کلا همه آرش!
    چهار) خوش به حالتون که رفیق با حالی مثل من دارین .
    پنج)مرسی مینا خانم .
    شیش) مهداد اولان بس هارداسان ؟
    _______________________________________
    ۴،۵،۶ که کلا بی خیال :)
    ۳٫خیلی با نمکی :) راستی وقت کردی کمی خودتو تحویل بگیر
    وقتی بلد نیستی جملاتو بخونی واجب نیستا جیگر . اگه دقت کرده باشی من جمله ها رو جدا کردم از هم

    [پاسخ]

  56. البته سه تای اولی من نیستم!
    یه شکلکی که دراز کشیده رو زمین غش غش می خنده !

    [پاسخ]

  57. خدا سایه این مهرداد رو از سرتون کم نکنه
    نبود چیکار میکردین خوب تفریحی جور کرده واستون
    ۲ روزه مریضم
    بمیرم یه لقمه حلوا هم نمیدوم براتون مکطمئن باشید کتابم بمونه تو حلقت صابر
    من بمیرم مهرداد از کجا پدر خوانده ۱ رو پیدا کنه دی وی دی رو گم کرده
    هیچی دیگه آرش یادمر فته بود سوژه بهتری از علی توپول داریم
    ____________________________________
    حالا نیه مهرداد :| ؟
    رامین جان ۲ روز + ۲۴ سال :)
    حالا مجلست کدوم مسجده ؟ اخوند تدارک دیدی یا نه ؟
    حلواتم تهیه کردن ؟
    رودربایستی گیر نکنیا هر چی لازمه بگو بیارم فاونس و مشکی و جان واکر و …

    [پاسخ]

  58. یک کلا دارم یک پلاگین واسه این آوا تهیه می کنم تا دوستان کمتر اینجا رو به چت روم تبدیل کنند.
    دیوما احد تاپدیم ها کیشی فیلمی
    سوما تا زمانی که نظرم عوض نشه اینجا واسه نوشته های اوا کامنت نمیذارم. دا بعد این هم از من کامنتی دیده نخواهد شد جز وقتی که خوشم بیاد اینجا کامنت بذارم.
    _____________________________________
    به قول من : من اؤلؤم دساخ ؟! :)
    به قول تو : اگر اصرار کنیم ؟!
    با گفتم که طرف شره اجازه بگیرم میدم . در ضمن کارت دارما درباره یشیل سیستم . خبرم ده

    [پاسخ]

  59. سلام و عرض ادب
    زنده ایم .. همین !
    _______________
    همین کافیست ! شکر خدای را

    [پاسخ]

  60. غلط تایپیه موردی نداره. مهم نیست بلندی یا کوتاهی قد . دله که باید گنده باشه. خدا رو شکر !
    ___________________________________
    در این وادی غلط املایی بهای سنگینی دارد برادر
    بلند باشی یا کوتاه هم مهم نیست برادر
    دل هم گنده اش خوب است برادر
    فقط آزاد باش و آزادی خواه برادر
    که نه من هستم نه تو برادر

    [پاسخ]

  61. کذام وادی؟ ما که علامه نیستیم . اشتباه گاهی لازم است تا از قله های خودپرستی و منیت به زیر آییم برادر ! گاهی حتی !
    بدون آزادی خواهی که نمی شود برادر
    تو را نمی دانم ولی من آزادی خواهم برادر ترسویش حتی !
    ____________________________________________
    برادر همه هستیم !
    ولی آن که نداریم من و تو جرات است برادر جرات !
    هیچ آزادی خواهی نباید ترسو باشد و هیچ ترسویی نباید آزادی خواه برادر!

    [پاسخ]

  62. شما چرا از طرف دیگری هم حکم صادر می کنی؟
    خواستن مهم است برادر!
    _______________________
    حکم و درد دل یکیست برادر ؟!
    خواستن بی عمل پشیزی نمی ارزد بردار !
    عشق بی معشوق ! عاشق که یا چه هستی برادر ؟

    [پاسخ]

  63. وقتی خواستی ، همه چیز رو به راه می شود .
    چون می خواهی عزیز و چون می خواهی عمل هم خواهی کرد .
    __________________________________
    برادر ! نگیر مارا ! که گرفته روزگاریم !
    خواستن بی همت ؟ همت بی قیام ؟ قیام بی یا علی ؟
    نیست همچین ، نمی شود برادر نمی شود !

    [پاسخ]

  64. صابر جان شرمنده نمی تونم ادامه بدم. یه اتفاقی افتاد برام که خورذم بهم
    تمرین مرگ می‌کنم تو گود این پیاده‌ رو
    یه چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو
    دارم به داشتن یه زخم تو سینه عادت می‌کنم
    دارم شبامو با تن یه مرده قسمت می‌کنم
     ___________________________________
    دوستای گل ! این یه قسمتی از ترانه فیلم محاکمه در خیابانه که رضا یزدانی بسیار زیبا خونده پیداش کنین و گوش کنین و نوش کنین .
    در ضمن آرشی خل نشو ! همان بهتر که در این زمانه …..

    [پاسخ]

  65. اولا باید بگم کوفته کلا غذای نچسبیه (طبق معمول!) به حساب آشپزی مامان نذار! دوما نوشته هات هرروز داره پررنگ تر میشه…و من هر دفعه با لذت یا بگم دقت بیشتری می خونمشون…این باعث میشه که به خونه ت بازم سر بزنم…
    _____________________________________
    خب اولا وردود شما دوست عزیز رو خیر مقدم عرض می کنم . دوست مجهول من ! قدمت رو جفت چشام . خوشحال می شم با دقت می خونی .
    کوفته هم کلا خیلی حوصله می خواد خوردنش که من یکی ندارم !

    [پاسخ]

  66. تازه وارد نیستم ولی ازین به بعد بدون اسم میام….
    ______________________________
    تازه وارد نیستی ولی ازین به بعد بدون اسم میای… !
    خدا به خیر کنه ! خوش میای :)

    [پاسخ]

نوشتن نظر