ذهنم کلاغ پر می رود

By آوای سکوت On شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸

بالشتم را روی زمین می کشم . نایی برای بلند کردنش ندارم .

خسته که بودم . حالا ناخوشی هم اضاف شده . سرم درد دارد . هیچ نرمی زیر

 پوستم نمانده . استخوانهایم را می توانم لمس کنم  . سرم وقتی دردش

می گیرد دوست دارم با درد ضربه به دیوار فراموشش کنم .

 ریه هایم را از دود خیالی سیگار خاموش پرو خالی می کنم و به خیال خودم

 حرصم را با آن بیرون می ریزم .

سرم روی نرمی بالشت آرام می گیرد .  به پهلو پا جمع می خوابم عین

همیشه مثل آن دنیا . چشمانم را روی هم می گذارم تا دنیای بیرون را نبینم

 اما هنوز دنیای درونم مقابل چشمانم هست . دنیایی چند برابر وحشتناک تر

 از آن بیرونی .

صبح رفته بودم برای داد زدن وخالی شدن . اما باز خبری از ملت خوش خواب نبود .

 تا چشم کار می کرد کفتار بود و کفتار نما . خیلی دوست داشتم سر تک تکشان

قی می کردم . و بیشتر سر رئیسشان .

 حاضر بودم هر چه در این ۲۴ سال خورده ام رویش بالا بیاورم . دست به دیوار

 می ایستادم و به قیافه مضحک و چندش آور و تهوع آورش یک دل سیر می خندیدم .

 کاری که در این ۲۴ سال برایم حرام بوده . و شاید من بعد هم باشد .

همراه اسپیکر سیستمم توی سرم هم طبل می زنند بسیار رساتر از بلند گو

 صدا را پخش می کند بی هیچ واسطه ای می شنوم.

سردم می شود مچاله تر می شوم .

یاد آرش می افتم رفیق شفیق همیشگی ام . که از بچگی گندی هایم را تحمل

 کرده . امروز هم تنهایم نگذاشت علی رغم اینکه مادرش رضا نمی داد .

 آمد و جورابش را داخل ماشین پا کرد و بلافاصله شعر خواند از شاملو . و مثل

 همیشه هنگام عبور از زیر آن پل فحش و ناسزایش را گفت و باز مثل همیشه

تایید درستی جمله اش را خواست .

ذهنم کلاغ پر می رود . معلوم نیست مرا با خود کجا می برد .

سردی زیر پوستم رفته . می لرزم . تنم می لرزد .لرزش از همه جای تنم .

 بیشتر شکم و پاهایم .

پیشانی ام داغ است بر خلاف بدنم . همین است که خسته ام همه جایم یکی

 نیستند .

یقه های پلیورم را بهم می چسبانم تا مثلا راه هوا را ببندم .اما حماقتم اینجاست

 که نمی دانم سرما از کجا در من رخنه کرده .

چشمهایم گرم و شورند . تنبل شده اند و بی حال . پاک شدن می خواهند مثل

 صاحبشان . طفلکی ها آنها هم مرا تحمل می کنند . خیلی دلم می خواهد به

 مقصودشان برسانم .

می خواهم یک دل سیر اشک بریزم .

بستری غیر این بستر لحافی غیر این لحاف و بالشتی غیر این بالشت می خواهم.

و آخر دنیایی غیر این دنیا .

می روم.

و باز مادر بر می گرداندم …



۳۲ نظر to “ذهنم کلاغ پر می رود”



  1. [پاسخ]

  2. دست نوشته ی چند منظوره ات یه جورایی حال داد یه جورایی حال گرفت!
    به امید داشتن شرح حالی پربارتر، هم در این دنیا و هم در دنیاهای دیگر


    امیدوارم اون حالیم که گرفته حال بدت باشه !
    مطمئن باش که این دنیا از این خبرا نیست

    [پاسخ]

  3. راستش یه چند تا اشکال کوچیک داره ولی در کل جالبه و غمگین. یه فضای سنگین. قشنگ نوشتی.


    کاش می گفتیشون . هزار بار گفتم که به این نظرا احتیاج دارم چرا نمی گین ؟!
    مرسی

    [پاسخ]



  4. امیدوارم روزی این … به نظرای کوبندت تبدیل بشه

    [پاسخ]

  5. سلام………………………..


    علیک سلام………………………..

    خوبی؟ چه عجب !

    [پاسخ]

  6. نمازو روزت قبول عیدت هم مبارک


    همچنین شما .

    [پاسخ]

  7. به من هم سر بزن


    چشم . سر که می زنم اما خب بروز نیستی که !
    مواظب خودت باش . درساتم خوب بخون دکتر مهندس شو بذار از این مملکت فرار کن

    [پاسخ]

  8. سلام گلم مرسی که اومدی بازم پیشم بیااااااااااااااا


    بابا انرژی
    گلم ؟!
    چشم حتما میام !

    [پاسخ]

  9. میشه چند تا از نوشته هام رو بخونید و منو راهنمایی کنید …. البته اگه وقت کردین!!!!…. عاااااااااااالی بود استاد


    استاد؟!!!
    خواهش می کنم .

    [پاسخ]

  10. سلام
    دوباره سر زدم چیزی بنویسم به عنوان اظهار نظر
    اما نمی دونم چرا هیچی نتونستم بنویسم!
    جز ابراز همدردی و یک عالمه حرف در این مورد که نه جاش هست و نه ….


    همدردی خوبه ! اما راهی برای نشون دادنش پیدا کن

    [پاسخ]

  11. اولا سلام دوما خوبی؟ سوما شما هر کی بهت بگه “گلم” پیشش زود به زود میری؟ چهارما از کجا خهمیدی بی سروصدا اومدم و رفتم؟


    اولا چهارما که دیگه دیگه
    دوما سوما که والا نمی دونم ! امتحان نکردم ! یه بار به خودم گلم می گم ببینم به صابر سر می زنم یا نه ؟!
    سوما دوما خوبم تو خوبی ؟
    چهارما اولا علیک سلام

    [پاسخ]

  12. خیلی گفتنی داشت این پست
    از کجاش بگم آخه؟
    اینجور وقتا فقط دوس دارم ساکت بمونم
    خیلی جمله هاشو دوس داشتم مثل این :
    “اما حماقتم اینجاست که نمی دانم سرما از کجا در من رخنه کرده”

    خیلیاشم دوس نداشتم.مثل این:
    ” حاضر بودم هر چه در این ۲۴ سال خورده ام رویش بالا بیاورم”

    دیگه همین
    کاراتو دوس دارم
    موفق باشی
    خودت چطوری؟روزگارت ردیفه؟اوضاع بر وفق مراده؟


    خودمو که خوندی !
    روزگارم که می بینی !
    اوضاع رو دارم سعی می کنم بر وفق مرادش کنم

    [پاسخ]


  13. جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها
    جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها

    _________________##________##
    _______________###*_______*###
    ___________.*#####__سلام___#####*.
    __________*######__________######*
    ________*#######____________#######*
    _______*########.__________.########*
    ______*#########.__________.#########*
    ______*######@###*_______*###@######*
    _____*#########*###____###*#########*
    ____*##########*__*####*__*##########*
    __*###########_____*_*______###########*
    _############___خوبــــــــی __############
    *##*#########_____آپ کردم____#########*##*
    *_____########_خوشحال می شم########
    _______#######_یک_سر_به_____#######
    ________*######__وبلاگم بزنی__######*
    _________*#####*__________*#####*
    ___________*####*موفق باشی####*
    _____________*####______####*
    _______________*##*____*##*
    _________________*##__# #*
    __________________*####*
    _________________.######.
    _______________.#########*
    ____ _________.###########*

    جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها
    جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها

    با جوک ها و اس ام اس های جدید در انتظار حضور شمادوست عزیز هستم

    [پاسخ]

  14. چه دوباره غمگین و گریانی. …

    … خواب دنیای فراموشیهاست
    خواب را دریابم
    که در آن دولت خاموشیهاست
    من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم
    و صدایی که به من می گوید
    گر چه شب تاریک است
    دل قوی دار سحر نزدیک است. (مصدق)


    به به جناب استاد شکستنی !
    خوبی استاد ؟ قدم رنجه کردی اومدی

    سحر نزدیک است

    [پاسخ]

  15. سلام اولا تهمت نزن فرصت نداشتم
    من جادوگرم هاننننننن بگیر که اومد !@##$%^&&*)((__+ !#@$#%$&^
    به اینا میگن فش مهتابی
    در ضمن میخونم بازم کامنت میزارم چون پستات از دل میاد به دل میشینه
    عید تو هم مبارک
    ممنون که میای
    راستی من آپ نمیکنم تند تند
    هر وقت دلم بترکه اونوقت
    ولی این دفعه حرفتو زمین نمیندازم و آپ میکنم


    ببین مهتاب کشتی منو با این تند تند ت!
    تازگیا تنبلیو با هر چی موجه جلوه میدن دا
    این وردتم واقعا منو ناک اوتم کرد . وااااای !!!

    [پاسخ]

  16. خوندم میبینی چه زود
    این کفتری که نوشتی یه متن ادبی نوشتم واسش شاید یه روز آپ کنم
    خدا میدونه
    ولی این نوشته ها همون حرف منه که میگم در درونم فریاد کاش هاست البته به نظر میرسه الله اعلم


    ۸ بار کامنتتو خوندم . گفتم اخه خدایا خداوندا بار الها من کی کجا کفتر گفتم ؟!!!
    رفتم باز خوندم دیدم کفتااااااااره نه کفتررررررر . مجید جان دلبندم !!
    حتما یه روزی برام بزن بخونمش

    [پاسخ]



  17. اینا تقدیم رویاهای عجیبت




    اینا تقدیم تنبلیا و آرزوهات

    [پاسخ]

  18. یعنی صداهایی که تو کلت میپیچه از مال من زیادتره فک نمیکنم
    مال من از صدا گذشته عزیز


    ببین پنبه بذار گوشت اینطوری راحتتری

    [پاسخ]

  19. سلام
    یوخ اله بیر بونی اوزون یازمیسان
    چوخ گوزل شرح ورمیسن آدامین حالین توتور
    من میگم فقط بی خیالی کاری نمیشه کرد! بشینی غصه ی همه چیز رو بخوری زندگیت رو خراب میکنی و اون آخر می بینی همه زندگیت رو تو غصه خوردن گذروندی مخصوصا تو اون مواردی که کاری از دست خود آدم برنمیاد!



    ستاره واقعا خودتی ؟
    نه با این سن کمت بعضی وقتا خوب حرف می زنیا

    [پاسخ]

  20. جمله اولی رو شوخی کردما گیر نده بهم که حال ندارم سرما خوردم بدجوری!


    سرما نخوردی آنفولانزای نوع A گرفتی . البته این شتریه که دم خونه همه می خوابه اما در خونه تو زودتر اومده . ستـــــــــــاره ستــــــــــــــــــاره

    [پاسخ]

  21. سلام مرسی شما خوبی؟درسا هم که مجبوریم بخونیم.چه میشه کرد
    بازم حتما پیشم بیااااااااااااااا


    سلام
    آره آفرین بیشین بخون . عین من که از بچگی دارم می خونم هنوز منم نشو لااقل یه دکتری وزیری رییس جمهوری شو

    [پاسخ]

  22. سلام
    قالبمون یکین میدونی
    اینورا هم بیا

    [پاسخ]

  23. سلام خوبی
    ؟
    ما هم خوبیم
    سالگرد گلدونمه
    مرسی می شم اگه بیای
    نظر ها رو همه رو بستم
    یعنی اینکه به نظر کسی نیازی ندارم
    فقط نظر پست آخر بازه اونم خصوصی
    اگه چیزی خواستی بگی متنو کامل بخون بعد بگو
    البته می دونم که تو همیشه می خونی
    این کامنت عمومیه برای اونایی که نمی خونن
    منتظرت هستم
    خیلی زیاد
    بای
    می بینمت

    [پاسخ]

  24. سلام آوای سکوت ..چه خبر؟خوبه که دوستات هم شاملو دوست دارن…


    سلام سکوت…شما چه خبر ؟ از کجا فهمیدی ؟!
    راستی تازگیا نظر خاصی بهم نسبت نمی دی ؟!

    [پاسخ]



  25. [پاسخ]

  26. عالی بود
    شرمنده که پرو بالم بسثه اسث
    وگرنه…………


    سلام به سرور و دوست عزیزم
    افتخار دادی رسول جان

    [پاسخ]

  27. سلام
    کم پیدایی!

    استاد؟!
    فعلا که تو استادی! (از کامنتهای دوستانت پیداست!)

    اون ورا بیا. در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست.


    سلام
    نه صابرم !
    دوستام همه سرور و استاد منن که یکی شونم تویی .
    آره صفا هست سبزی خشک کن هست !.

    [پاسخ]

  28. دوست گرامی ام

    سلام … زیبا بود و با لذت کامل خواندمت باز هم میخوانمت

    گفته بودی بروز شدم خبرت کنم حال منتظرت هستم

    با رزهای همیشه عاشقم ، برای لحظه ی حضورت به انتظار نشسته ام

    تو را چشم در راهم


    آمدیم و لذت هم بردیم

    [پاسخ]

  29. به به سلام. صفا آوردین!
    می گم سبزی و میوه و اینا چیه؟! ..؟ (اون علامته که داره فکر می کنه دستش زیر چونه شه! هر چی گشتم اینجا نبود!!!)


    کامنتاتو یه بار دقیق بخون محض خدا!

    [پاسخ]

  30. آره. شاید اگه آلبرشت انتخاب نمی شد … این آثار هم خلق نمی شد. شاید برادرش اصلا شاگرد خوبی نمی شد. گرچه اگر هم می شد دلیل خوبی داشت. اینکه می دونست یکی با همه وجود داره برای اون تلاش می کنه و مجبوره رسیدن به آرزوهاشو به عقب بندازه.
    ولی به هر حال آلبرشت بعد از فهمیدن رنج برادرش باید به اندازه دو تا نقاش خوب می بود. چون جور نرسیدن برادرش به آرزوهاشو هم باید به دوش می کشید. نه؟
    … چی گفتم! فهمیدی؟



    نـــــــــــــــــــــــــــه

    [پاسخ]

  31. می گم چرا دیگه آپ نمی کنی! میخوای کامنتهات زیاد بشه نه!


    بابا خانم مارپل !
    نه به خدا وقت و حوصله ندارم

    [پاسخ]

  32. سلام وقت بخیر ! من روزی حدود هزارتا بازدید دارم ، دوست دارم با هم تبادل لینک داشته باشیم ، اگه ممکنه منو با اسم نفیس ترین عکسها و مطالب لینک کن بهم خبر بده ، هر روز آپم ، سر چند ساعت زودی لینکت میکنم
    همیشه بخندی باباااای

    [پاسخ]

نوشتن نظر