تقدیم به دوستم .

By آوای سکوت On مرداد ۱م, ۱۳۸۸

این چند خط تقدیم به دوست و برادر بزرگوارم مهدی

اصل مطلب :

مهدی جان ناراحت شدی از حرفم ، از حرفی که اینروزها همه میگویند ،

حرفی که امروز همه قبول دارند .

ناراحت شدی و آزرده خاطر از اینکه باب میلت نبود آنچه را که گفتم .

 می شناسمت . می دانم اخلاقت چگونه است . ولی مطمئنم تو فقط از یک

بعد به قضیه نگاه می کنی . از یک زاویه از یک چشم .

گفتی بسیجی اگر نبود من هم سیگار به لب نبودم .

آری اینگونه است . آن بسیجی ها من را سیگار به لب کرده اند ولی اینها

من را جان به لب کرده اند .

« آنها به میدان آمدند تا جان بدهند ولی اینها به میدان آمدند تا جان بگیرند »

کار بسیار اشتباه و بیهوده ای ست مقایسه آن بزرگ مردان و تعدادی

جیره خوار که اکثرشان برای منفعتی است که از این راه می برند خود را این

نام گذاشته اند .

بزرگ مردانی که تو منظورت است مخلص و جان بر کف بودند بدون هیچ

 چشم داشت و انتظاری اما … خودت که بهتر از من می دانی بزرگوار .

اینهایی که در خیابان ها جان می گیرند به سهولت . کسانی هستند که

هیجان یک شکار در سرشان است و باد این قدرت که کسی با ما نمی تواند

 کاری داشته باشد .

اسلحه بر دست ،مانند اردوهایی که رفتید . آماده و گلوله ای شلیک می شود .

 سینه ای دریده می شود . قلبی خونین و جوانی پرپر . خانواده ای داغدار و

 مادری بی فرزند خواهری بی برادر برادری بی خواهر و پدر بی فرزند .

آن مردان بزرگ چند دهه قبل برای این رفتند که نگذارند این اتفاق ها بیافتد

 ولی اینها چه ؟اینها چه ؟

مهدی جا برادر بزرگوارم می دانی که چقدر احترام داری برایم اما بدان و آگاه

 باش که در اشتباهی سخت در اشتباهی .

دو مجموعه زیر شامل تعدادی عکس که بهتره ببینیشون گرچه می دونم خیلی

بهتر از من اینارو می دونی .

عکس ۱و عکس ۲وعکس ۳ وعکس ۴}

{عکس ۱وعکس ۲وعکس ۳ وعکس ۴}

آخر سر بهتر از من میدانی سهراب چه گفته

آن جمله معروفش :

چشم هارا باید شست

جور دیگر باید دید .

 

موفق و موید باشی .



۲۷ نظر to “تقدیم به دوستم .”

  1. سلام
    افرین چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
    لینک شدید
    مرسی

    [پاسخ]

  2. سلام امیر آوای سکوت
    پس کجا رفتی که نیستی رو سکوت خالی…
    راست می گی درباره این دو قشری که دومی هت فکر می کنند از اولی ها هستند..اما افسوس که فقط چفیه انداختن را از انها یاد گرفتند نه بیشتر…

    [پاسخ]

  3. بازهم دختری امد از اعماق شبهای سوخته ی مردگان

    اینجا دگر قانون ِ جنگل برقرار است

    من هم آپ هستم

    منم و جنون تنهایی

    [پاسخ]

  4. با یاد قدیم

    [پاسخ]

  5. سلام
    آپدیت کردم
    میای؟

    [پاسخ]

  6. از شعر “چند روزی است” خیلی خوشم اومد. معلومه که خیلی با احساس هستی. از اینکه به من سر زدی ممنونم. باز هم منتظر خنده های نمکینت هستم.

    [پاسخ]

  7. سلام. خوبی؟
    جدی نشناختمت! فکر کردم یکی از دوستای قدیمیمه!
    چرا “…” ؟!
    آره. کوهنوردم.
    چند صباحی دلگیر و خسته بودم. از زمانه. از خودم. از اشتباهات شخصی ام.
    همه چیز.
    الان خیلی بهترم.
    اگه بهت سر نزدم راستش به خودم هم خیلی وقت بود سر نزده بودم!

    [پاسخ]

  8. امیدوارم هنوز آیینه باشم.
    نمی دونم … راستش چند وقته به همه چیز خودم شک کردم.
    اینکه حتی کی هستم. به چی اعتقاد دارم. چی قابل تحسینه و چی قابل تقبیح؟
    خلاصه همه چی قاتی پاتی شده!

    [پاسخ]

  9. دنیامو به هم ریختم که از اول یه دنیا بسازم.
    آرام آرام دنیایی خواهم ساخت
    دنیایی که همه اصولش محکم باشد
    دنیایی که بشود در آن به ستونها تکیه داد
    دنیایی که در آن بشود به ستونها اعتماد کرد
    دنیایی که آدم به ارزشهایش از ته دل و بر اساس همه اصول
    - نه فقط مذهبی –
    ایمان داشته باشد
    و اگر کسی از راه رسید
    و ادعای خدایی کرد
    آدم از فرط تزلزل
    فریبش را نخورد
    و اگر کسی ماسک زیبایی به صورت زد
    به سرعت باور نکند

    [پاسخ]

  10. خیلی کار دارم. خییییییییییییلی.
    برام دعا کن.
    توی روحم گردبادی برپاست!

    [پاسخ]

  11. سلام. از قضای روزگار به روز شدنم با کامنت شما یکی شد!

    راستش این چند وقت انقدر به این مسائل فکر کردم افسردگی گرفتم!. ترجیح میدم فقط سکوت کنم تنها کاری که الان میتونم

    [پاسخ]

  12. با سلام
    منم مجبور شدم با یکی از دوستانم قطع رابطه کنم.شب انتخابات برام اس زده بود که: امام خمینی به مهندس موسوی : آقای موسوی اگر زحمات اندک شما نبود شما رو به دادگاه معرفی می کردم. صحیفه نور جلد ۲۱ صفحه فلان
    می خواستم برم اون صحیفه نور رو پیدا کنم و نشونش بدم اما دیگه به اونجا نرسید
    زودتر رابطه قطع شد!واقعا بعضی هاشون به هیچ صراطی مستقیم نیستن.

    [پاسخ]

  13. سلام
    من اومدم ولی دیگه نمی تونم مثل قبلا بیام نت
    چرا گریه می کنی ؟ این که گریه نداره من هر از گاهی میام نت
    مرسی که سر زدی

    [پاسخ]

  14. چه آرام دستهایم به نوازش تسلی تو بلند میشود
    شبها
    به حرمت نام تو سکوت میکنم
    و روزها
    به اشتیاق یادت قیام
    بر باد رفته عمرم
    اینک
    بر فراسوی کدام قندیل
    درخشش را آغاز کردی
    که حتی داغی لبهای من
    بارانی ات نمیکند؟
    تنها یک رویا به دیدنم بیا
    تنها یک قصه برایم بخند
    تنها به بلندای یک سکوت
    برایم حرف بزن…

    [پاسخ]

  15. و باز هم سکوت ….

    [پاسخ]

  16. و بازهم سکوت ….

    [پاسخ]

  17. عکسهای مجموعه اول رو نشون نمیده! حتما به نفع نبوده!!! تا کی قراره این وضعیت رو داشته باشیم؟! منتظرم ببینم شعورمون رو کی میتونن سانسور کنن؟؟؟؟

    [پاسخ]

  18. سلام آقای بی نام.خوبی؟

    [پاسخ]

  19. راستی من فقط آب چشمه جهان دار آباد رو نوشیدم و مسموم شدم…نه که فکر کنی خیلی می خورم

    [پاسخ]

  20. البته چند سانت اونطرف تر از خود چشمه و از یه لوله که آب چشمه رو می آورد…

    [پاسخ]

  21. با سلام دوست خوبم . . . شرمنده دیر جواب دادم . . . . یه کمی کار داشتم . . . . اگه میتونی بهم یه سری بزن . . . منتظرتم . . .

    [پاسخ]

  22. سلام. چشم. امرتون اجرا شد.

    [پاسخ]

  23. خدایا مرا پاکیزه بپزیر…

    [پاسخ]

  24. در ضمن با یه عکس آپم. چیزی در موردش ننوشتم. منتظرم نظرات بینندها رو ببینم و همچنین u.

    [پاسخ]

  25. آفرین پسر خوب

    این شد یه چیزی

    نوشته ای مبتنی بر اصول دقیق نوشتاری , روان و زلال و دلنشین

    تازه لهجه هم نداره !!!!

    درسته همیشه دوست داری “ساختار” بشکنی , ولی راستش همه چی یه اصولی داره , حتی ساختار شکنی ….

    ادبیات خیلی وابسته به ساختار های بنیان گذاشته شده است.

    وقتی قراره چیزی بنویسی که به دل خواننده بشینه بهتره استفاده خوبی از ابزار ادبیات داشته باشی.

    خلاصه ….

    عالی بود , لذت بردم.

    [پاسخ]

  26. سلام
    شرمنده چند روزی نبودم
    اتفاقا باید دست از لجاجت برداری و کمی واقع بین باشی
    چشمها را باید شست هر طور که خودت دوست داری نباید دید
    دوستت دارم خیلی زیاد

    [پاسخ]

  27. با سلام

    وبلاگت واقعا عالیه حرف نداره
    بابت وبلاگ برات تبریک میگم
    اما……….
    اندکی صبر سحر نزدیک است


    تشکر از لطفت .
    فقط امیدوارم که تا سحر زنده باشیم .]

    [پاسخ]

نوشتن نظر