گورستان آشغال ها

By آوای سکوت On اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷

 

سرگذشتمان را می گوییم برای جوانی که روی پلی که ما زیرش هستیم

 ایستاده .

 او هم نگاهی به ما نمی انداخت اگر باران نبود اگر صدای قطراتش نبود

 که بر سر ما فرو می ریخت .

آه

بایک آه جان سوز شروع می کنم .

با یک آه از ته دل ، بودنم را می گویم .

 

روزی که ، واقعا خودمان بودیم . برای خود ، خودی بودیم . بهایی داشتیم .

 کالایی بودیم برای مصرف . کالای مصرفی دیگران اما در هر حال دیده شدن .

بهایمان را پرداختند . گرفتنمان . و بعد از مصرف این شد آخر  عاقبتمان .

حال روز گارمان سپری می شود در این گورستان آشغال ها .

 

پی نوشت :

امروز قانونی برایم اثبات شد .

اگر حرف تازه ای برای گفتن نداشته باشی هیچ کسی نخواهد آمد .

 

 



۱۶ نظر to “گورستان آشغال ها”

  1. سلام سکوت جان!
    چرا اینقدر غمگین نوشتی؟
    حالت خوبه؟

    [پاسخ]

  2. راستی اول شدم انگار!

    [پاسخ]

  3. مهم نیست حرفی ندشته باشی برای گفتن .مهم این هست که حرفهایی داشته باشی برای نگفتن!

    [پاسخ]

  4. سلام سلام

    صبحت بخیر .

    خوبی ؟

    خوشی ؟ سلامتی ؟

    دماخت چاخه ؟

    من امتحان دارم یه ساعت دیگه .

    [پاسخ]

  5. و خب شاید تنها چیزی که تاریخ مصرف نداره روحه و بهای انسانی و معرفت و درکش . باقیش یه زمانی تموم میشه . میره پی کارش .آدم به اون چیزا بخواد خودش رو دلخوش کنه چیزی ته کاسش نمیمونه . راحت خودشم میشه تاریخ مصرف گذشته . . .

    [پاسخ]

  6. انسان هیچوقت تموم نمیشه . شاید فکر کنه تموم شده . ولی تموم نمیشه .

    وقتی حرف تازه ای نداشته باشی معنایی نداره . این انسانه که خودشو تو یه سکون گذاشته .

    ولی حضور بقیه بحث دیگه ایه . . .

    [پاسخ]

  7. من هر روز بااشتیاق اینجا میام تا ببینم نکنه یه وقت چیز تازه ای نوشته باشی و من خبر دار نشده باشم … خوب آره حق با توئه اصلا آدم خودش از خودش خسته میشه اگه چیز تازه و حرف تازه ای واسه گفتن نداشته باشه …

    [پاسخ]

  8. قصه ی آشغالا همون قصه ی عروسکا است

    میدونی که قصه ی عروسکا رو ؟؟؟؟

    روزی هم ما میرویم به گورستان

    البته هم اکنون نیز درون گورستانیم عزیز

    بماند

    منم و جنون تنهایی

    [پاسخ]

  9. سلام
    من اومدم


    التماس دعا
    یا علی

    [پاسخ]

  10. !.

    [پاسخ]

  11. هنوز مانده ام در قانونی که برایت به اثبات رسید….

    حرفهادارد در خودش….!!

    سنگین بود…..نبود؟

    حرفهای این چنینی….

    منظورمان آنهایی است که از جنس سکوتند….

    همیشه سنگینند…همیشه !

    ماناباشی…

    [پاسخ]

  12. مثل شما بشیم که کلی هم خوبه داداش .

    برد کردیم که .

    [پاسخ]

  13. سلام
    یه روزی هست آپیدم
    ممنون می شم بیای
    حتما بیا
    چون به حرفات نیاز دارم
    حداکثر تا یکشنبه
    منتظرت هستم
    بای تا های دیگر

    [پاسخ]

  14. سلام .
    خوبی ؟
    منم خوبم
    حالا واقعا آپ کردم
    بیا منتظرتم
    امیدوارم خوشت بیاد
    بای به امید های دیگر

    [پاسخ]

  15. اگر حرف تازه ای نداشته باشی … هیچ کس نخواهد آمد.

    فکر کنم همین طوره. گاهی هیچ کس به هر حال نخواهد آمد! چه با حرف تازه. چه بی حرف تازه!

    [پاسخ]

  16. سرمایه ی ماورایی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ،
    همین

    فعلا

    [پاسخ]

نوشتن نظر