من دلم می سوزد چون …
By آوای سکوت On تیر ۱۰م, ۱۳۸۷

من دلم می سوزد برای آن پیرمردی که کنار جوی آب چهار زانو نشسته و مشغول جمع کردن پلاستیک از آشغالهاست
من دلم می سوزد برای آن پیرمرد فلجی که روی ویلچیر به دنیایش الکی می خندد
من دلم می سوزد برای آن دختری که آنقدر آرایش کرده
من دلم می سوزد برای آن دژبانهایی که به آن سرباز بیچاره گیر داده اند
من دلم می سوزد برای آن مغازه دارها یی که در پی مشتری اند
من دلم می سوزد برای آن مردی که ترازو دارد و نانش از آن است
من دلم می سوزد برای آن زنی که چادرش را باز می کند برای رفتن به بالای ترازو
من دلم می سوزد برای آن دستشویی عمومی مولانا
من دلم می سوزد برای آن پلیس هایی که روی موتور هستند
من دلم می سوزد برای آن گوش های خودم
چون …

من دلم می سوزد برای آن پیرمردی که کنار جوی آب چهار زانو نشسته و مشغول جمع کردن پلاستیک از آشغالهاست
من دلم می سوزد برای آن پیرمرد فلجی که روی ویلچیر به دنیایش الکی می خندد
من دلم می سوزد برای آن دختری که آنقدر آرایش کرده
من دلم می سوزد برای آن دژبانهایی که به آن سرباز بیچاره گیر داده اند
من دلم می سوزد برای آن مغازه دارها یی که در پی مشتری اند
من دلم می سوزد برای آن مردی که ترازو دارد و نانش از آن است
من دلم می سوزد برای آن زنی که چادرش را باز می کند برای رفتن به بالای ترازو
من دلم می سوزد برای آن دستشویی عمومی مولانا
من دلم می سوزد برای آن پلیس هایی که روی موتور هستند
من دلم می سوزد برای آن گوش های خودم
چون …
چون جنگ نزدیک است . خیلی…
اگر جنگ بیاید دیگر آن پیرمرد آن طور چهار زانو نشسته و مشغول جمع کردن پلاستیک نمی شود .
اگر جنگ بیاید دیگر آن پیرمرد نمی خندد برای پاهای نداشته اش .
اگر جنگ بیاید دیگر آن دختر آنقدر به فکر آرایش کردن نمی افتد .
اگر جنگ بیاید دیگر آن دژبانها در خیابان ها نخواهند بود که به کسی گیر بدهند .
اگر جنگ بیاید دیگر آن مغازه دارها چشم به راه کسی نخواهند بود چون مشتری وجود نخواهد داشت .
اگر جنگ بیاید دیگر آن مرد با ترازو بی نان خواهد شد چون که دیگر هیچ کسی وزنی نخواهد داشت که آن را وزن کند .
اگر جنگ بیاید دیگر آن زن چادرش را برای هر چیزی مثل فرار باز خواهد کرد نه برای وزن کردن خود .
اگر جنگ بیاید دیگر آن دستشویی عمومی مولانا دیگر دستشویی نخواهد بود بلکه پناهگاهی خواهد بود برای همه .
اگر جنگ بیاید دیگر آن پلیس هایی که علاوه بر جوان ها دزدها و غارتگرها هم به لیست سیاه شان افزوده خواهد شد .
اگر جنگ بیاید دیگر آن گوش ها تنها آهنگی که خواهند شنید صدای آژیر های گاه بی گاه خواهد بود .
اگر جنگ بیاید…
ا
اگر جنگ بیاید…
ا
مرگ بر جنگ و طالبش




مطالب خوبی بود ولی باید همیشه برای بهتر شدن شرایط جنگید حالا اگه این شرایط مربوط به یک فرد و یا یک خونه کوچیک باشه تلفات کمتری داره ولی اگه مربوط به یک جامعه باشه که دیگه …! حالا اگه جنگی هم رخ نده تو فکر می کنی تا چند سال دیگه زنده بمونیم؟! با این گندی که به مملکت زدن…!
[پاسخ]
خیلی تاثیرگذار نوشتهاید… نفرین بر جنگ و جنگطلبان
با یک داستانک به روزم و منتظر حضورتان
[پاسخ]