میم مثل … مادر

By آوای سکوت On تیر ۴م, ۱۳۸۷

اول از تو می گویم
؛ 

تویی که همه
فداکاری هستی و ایثار . مظهر صداقت ، پاکی و قداست . مهربان و بزرگوار .

سنگ صبور دل گرفته ی من . زمانی که در آغوشت آرام می گیرم، با دنیایی عوض نمی کنم این مهر
را ، محبت را،
تو را .

تویی که فداکارانه
از خواب  شب می زدی و من همیشه آزار دهنده
را آرام می کردی – درست مثل الان !

صداقت را یادم دادی
. سیرابم ساختی از چشمه سار محبت بی پایانت .

از پاکی زلال احساس ، روانم را
پروردی و روحم را جلا دادی .

مرا صبر آموختی ،
تا صبور باشم در برابر هر چه ناملایم است ، هر چه بد است و هر چه غم !

مرا شیفته ی خودت
کردی. چقدر می توانی خوب باشی؟ چقدر نازنین هستی.

و چقدر دوست داشتنی.

 قلم را زبان
آن نیست که همه خوبی های تو را بیان کند .

از خودم هم بگویم؟
چه بگویم!

منی که شرمسار هستم
و خجل !

می دانم ! می دانم
بزرگوار هستی، خواهی بخشید . مرا که این همه بدم خواهی بخشید .

 

خیلی دوستت دارم

 

روزت مبارک مادر
عزیزم

“آوا”

 



۳ نظر to “میم مثل … مادر”

  1. سلام عزیزم
    من امیرم وبلاگ قشنگی داری بیشتر مطلب بزار
    به وبلاگ منم سر بزن و نظر بده خوشحال میشم
    بای

    [پاسخ]

  2. سلام .
    روز بزرگداشت مقام زن و روز مادر بر همه ی مادران و زنان این مرز و بوم مبارکباد .
    موفق باشید .

    [پاسخ]

  3. خیلی قشنگ بود

    [پاسخ]

نوشتن نظر