پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
By آوای سکوت On خرداد ۳م, ۱۳۸۷سال ۸۷ سال نوآوری و شکوفایی است و ما از آغاز این سال هر روز شاهد نوآوری ها و شکوفایی های بسیاری در همه عرصه ها مثل اقتصاد و روابط و … هستیم و اما یک نوآوری نو هم در عرصه پوشاک .
وآن نوآوری چیزی نیست جز طراحی وتهیه ی مانتوهایی که اشعاری از شعرهای حافظ و سعدی و… که به خط نستعلیق روی قسمتی از مانتوها نگاشته شده اینم نمونش .
اما این طرح هم مثل هر طرح دیگری دارای معایب و محسناتی خواهد بود که در ذیل مختصرا اشارتی چند به آنها می نماییم :
- بار ادبی جامعه به طور چشم گیری افزایش می یابد ….
سال ۸۷ سال نوآوری و شکوفایی است و ما از آغاز این سال هر روز شاهد نوآوری ها و شکوفایی های بسیاری در همه عرصه ها مثل اقتصاد و روابط و … هستیم و اما یک نوآوری نو هم در عرصه پوشاک .
وآن نوآوری چیزی نیست جز طراحی وتهیه ی مانتوهایی که اشعاری از شعرهای حافظ و سعدی و… که به خط نستعلیق روی قسمتی از مانتوها نگاشته شده .
اما این طرح هم مثل هر طرح دیگری دارای معایب و محسناتی خواهد بود که در ذیل مختصرا اشارتی چند به آنها می نماییم :
محسنات :
- بار ادبی جامعه به طور چشم گیری افزایش می یابد .
- بار ادبی جامعه به طور چشم گیری افزایش می یابد(تاکید دوم برای نشان دادن اهمیت موضوع است) .
-خانم ها بجای اینکه از فروشنده فلان مانتو یا فلان مدل را بخواهند می روند و می گویند آقا من مانتو بییت : پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد / جان و دل عاشقان زتو شادان باد / آنکس که تو را بیند و شادی نکند / سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد . رو میخوام دارین؟!!!
و اما
معایب :
(یک توضیح کوچولو، وقتی که تو کشورما یه جریانی رخ می ده که ظاهرا ذهن مردم رو به خودش درگیر می کنه و نمی ذاره مردم زندگیشون بکنن حتما یه شوکی لازمه که بگه “عمو اونو بیخیل این یکیو بچسب ” .
طرح مبارزه با اراذل و اوباش و جوانهای بی ناموسی که خودشون مادراینا و گاها حتی پدر ندارند وان دسته ازعوامل نفوذی دشمن که به عنوان جوونای سر کوچه به مملکت ما نفوذ کردن .
آره خلاصه ، چون این روزا این بحثای بیخود گرون شدن نون و برنج و نفت(توضیح در توضیح : مملکت ما تنها مملکت دنیاست که با گران شدن نفت مشکلاتش چند برابر می شود درحالیکه روی نفت نشسته اند) بازم عزیزای مهربان و خوش چهره – از نوع خواهر – این روزا در حال وارد کردن شوک هستند که از همین جا بازگشت قهرمانانه و به حق آنها را تبریک گفته و این آرزو را بدرقه راهشان می کنیم : گشت دلسوزانه شما پر ارشاد باد .)
- با عرضه و فروش این مانتوها در بازار کار شوککارها(جمع کسی که شوک میدهد) بسیار سخت تر خواهد شد مثلا ، قطعه نمایش زیررا فرض کنید :
مکان( پیاده رو یک خیابان ) زمان (بعد از ظهر)
جوان درحالیکه به فکر درس و سربازی و کار و ازدواج است در پیاده رو راه میرود ، اتفاقا یک خانمی که دیروز از این مانتوها(برو بالا می فهمی)خریده از روبر به طرف پسر می آید .
جوانک لحظه ای احساس می کند خون به کله اش نمی رسد برای همین سرش را بلند می کند و بعد از لحظه مکث زیر لب چیزی زمزمه میکند (این زمزمه در فاصله ۲ متری آن خانم صورت گرفته).
دررررررررن(آهنگ اولیه ) برادر امیری از بالای درخت می پرد پایین (و این صداها در آن نقطه می پیچد : شترق – صدای سیلی یا چیزی در آن مایه ها – .
درنق- کله سه سانتی- ).
ماشاءا… ماشاءا… برادر امیری(و این صدای مردی است که یک چادر سیاه …. یک … ( خیلــــــی ببخشین اینطور اصلاح میشود) و این صدای خانمی است که چادر سیاهی سرش دارد که گویی مثل بنزین خیلی هم فرار است که آنطور با دودستش محکم گرفته .
بعد از چند شترق و درنق و ماشاءا… جوانک بی رمق روی زمین می افتد و این آخرین جمله ایست که از او تراوش می شود :
ینـــــی آدم اعضــــــــــــــــــای یکدیـــــــــــــــــگرند … .
برادر امیری رو به خواهرش میگوید : نمیدانم چرا امروز همه اراذل و اوباش این شعر مقدس را می خوانند؟
نتیجه اخلاقی قطعه نمایش : جوانک داشت شعر نوشته شده روی مانتو آن خانم را می خواند .
- اگر دیدید در اتوبوس های داخل شهری گردن همه آقایان به طرف عقب اتوبوس چرخیده شده و لبهایشا ن هی بازو بسته می شود قبل از اینکه هیچ فکری کنید خودتان هم برگردید و ببینید آیا خانمی از این مانتوها تنش است که همه شعر رویش را می خوانند؟یا نه؟
- و اگر در مترو هم دیدید آقایی و یا اصلا آدمی مدام جلو عقب و بشین پاشو می کند به هیچ وجه فکر بد نکنید چون آن آدم دنبال بقیه شعریست که از روی مانتو آن خانم خوانده .


خییییییییییییییلیییییییییییییییی جالب بود خداییش خیلی حال داد مرسی
[پاسخ]