هوای آلوده

By آوای سکوت On اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۷


دیروز هوای تبریز خیلی گرد و غبار بود ، طوریکه هیچی معلوم نبود دقیقا

همه افسرده همه مأیوس ، سرخورده و مریض بودند . درست مثل اینکه یه دست بزرگ یه مشت خاک الک شده که البته خاک معمولیم نبود ریخته بود آسمون شهر(گویا این دست خیلی خیلی بزرگ بوده چون هوای کل ایران اینجوری شده).

این هوا مخلوطی ازخاک و نا امیدی و ناراحتی و نارضایتی بود . (که اسمش ُمن هوای «نایی» گذاشتم چون همه ترکیباتش یه «نا» هم دارن کنارشون)

نمیدونم این هوا یا خاک یا معجون یا هرچی از کی بالا سرمه از کی استشمام می کنم اما تو این هفته یه جوره دیگه احساسش کردم یا بهتر بگم کردیم .

احساس کردیم دیگه نفس کشیدن سخت شده خیلی ، خاک می رفت گلومون جای اکسیژن حتی ماسک های چند لایه هم افاقه نمی کردن .

فقط یه چیزه خیلی عجیب . نمی دونم چرا ، ولی خب من که می دیدم هوا سنگینه ، خیلی ، اما یادم نمیاد که گفته باشم با خودم من این هوارو نمی خوام ، هوای خوب حقمه و حقم که… .

اینجا که می رسم همیشه کم میارم ، حق؟

اما هواشناسی پیش بینی کرده این هفته احتمال بارندگی زیاده ، امیدوارم که بارون بباره … نه  اول ابرای سیاه بیان آسمون زرد و مسموم رو بگیرن بعد چند تا غرش و رعد و برق و بعدشم … واااااااای بارووون و هوای پاک (یعنی می شه؟).

امیدوارم



۲ نظر to “هوای آلوده”

  1. سکوت عزیز!
    نمی خواستم سکوتتــون رو بشکنم ولی از دلم نیومد نظر نداده برم…
    نوشتی همیشه اینجا که میرسم کم میارم حق؟
    … میدونی چیه… خیلی ساده من حق تو رو ضایع میکنم و تو حق منو… خواسته یا ناخواسته اینطوره… وقتی یه راننده که به علت مشکل فنی ماشینش دود میکنه و هوا رو آلوده میکنه داره حق منو ضایه میکنه برای تنفس هوای تمیز… و وقتی هیچ کسی بهش تذکر نمیده با اینکارت داری حق دیگران رو ضایع میکنی و هوا رو آلوده میکنی اینها هم به نوع دیگه اجازه میدن حقشون ضایه بشه….
    باز وقتی امید بارون باشه میشه تحمل کرد
    ولی
    خیلی وقتها آنچنان حقمون ضایع میشه و سکوت میکنیم که حقمونه حقمون ضایع بشه…

    [پاسخ]

  2. این نیز بگذرد

    [پاسخ]

نوشتن نظر